ابو الحسن قزوينى
163
فوايد الصفويه ( فارسى )
سلطان ابدالى گرديد . در سنه يك هزار و دو صد ، عبد العلى خان ميش مست ، در مراجعت از مكه در منزل بركه بجوار رحمت پروردگار پيوست . پسرش حاجى ابراهيم خان به ترشيز رسيد ، و مرادبى ، وزير توران يك مجلد كلام الله و يك جلد تاريخ انساب سلطنت مغول تورانيه و يك حلقه كمان به طريق تحايف نزد تيمور سلطان فرستاده بود . تيمور سلطان از مقربان خود پرسيد كه سبب فرستادن اين نوع اشياء چيست . هر يك از افاغنه نادان سخنى در ميان آورد . تيمور سلطان نپذيرفت . آخر الامر شيخ عبد الطيف خان حاجى عرض كرد . كه غرض از فرستادن كلام الله اين است كه يعنى آنچه سلوك با رعايا و برايا ( 244 چ ) مىكنم ، از روى احكام كلام الله است و معنى تاريخ مغول كنايه ازين است ، كه سلطنت از قديم از طبقه مغول است ، نه از افغان و كنايه از فرستادن كمان ، كنايه از قوت و زور است . تيمور سلطان اين سخنان را پذيرا نمود . ملخص با اينكه تيمور سلطان لكهه سوار و پياده و توپخانه و زنبورك خانه و جزاير خانه « 173 » و همه اسباب جنگى مهيا داشت ، مرادبى با پنجهزار سوار تورانى بمقابله پرداخت و غالب آمد . اگر چه در تزوير مرادبى ، دفترها نگارش يابد كم است ، اما دو سه سطرى براى مطالعه كنندگان مىنگارد . از آن جمله اينست كه در اسفار بر اسب خود سوار و جميع ما يحتاج بر پشت اسب خود داشت ، نه چادرى ، نه تجيرى . « 174 » چون يكه سپاهيان ، خود براى دانه اسب خود در يوزهگرى كرد همچنين غذاى خويش را هم به گدائى مىگذرانيد و اسب خود را به دست خود تيمار مىكرد ، و در حضر آرد خود خمير مىنمود ، زنش نان بر تنور مىزد ، و اگر زنش خمير مىكرد ، خود مىپخت و مىگفت عدالت همين است . امامقلى ميرزا ( 245 ر ) و حيدر ميرزا بن شاهرخ شاه افشار كه از صدمه سپاه قاجار و از سلوك برادر اكبر نادر ميرزاى بدرفتار ، نزد مرادبى ، به توران در شهر بخارا رفته بودند ، آنچه بايستى اعزاز مهمان نوازى نيافتند . آخر الامر رخصت
--> ( 173 ) - زنبورك خانه ، انبار زنبورك بود ، زنبورك نوعى توپ سبك است كه بر پشت شتر بسته مىشد . در هنگام استفاده و شليك مىبايست شتر را بر روى زمين بنشانند . جزاير خانه نيز محل تفنگهاى جزايرى بود كه از تفنگهاى معمولى بسيار بلندتر و سنگينتر بود . ( 174 ) - حصير نيى كه دور محوطه نصب مىكنند .