ابو الحسن قزوينى

147

فوايد الصفويه ( فارسى )

در ميان افاغنه رفته دختر افغانى را به نكاح خود در آورد . آن نيز در فرقه افاغنه مشهور شده و گويند در عهد مروانيان اكثر قبايل اعراب شورش و فتنه بر پا كردند ، و حكم مروانيان به قتل عام صادر گشته ، وزيرى از مروانيان صلاح در چندين هزار خلق الله نداده ، حكم مروانى به آن قرار يافت ، كه اين طايفه را از دار الملك خود اخراج نمايند . از اتك گذرانيدند ، و بعضى بر آنند كه جماعه بلوچ و الوار عرب يك فرقه‌اند . اول كسى كه ( 213 ر ) پا از جاده اطاعت و ارادت سلسله عليه صفويه بيرون نهاد ميرويس ، رئيس طبقه افاغنه غلزه ، كه طايفه از افغان‌اند ، و گرگين خان نام ، مخاطب به شاه نوازخان ، كه طبقه گرجيه و كيش عيسوى داشت . او با دوهزار سوار انصارى به فرمان شاه سلطان حسين صفوى به حكومت قندهار نامزد شده بود ، با افاغنه غلزه به جور و ظلم پيش آمده ، ميرويس بدرگاه پادشاه آمد كارى از پيش نبرده مراجعت به قندهار كرده ، فرامين جعلى بنام روساى افاغنه نوشته رسانيده ، و وقت ديده گرگين خان گرجى را مقتول ساخته ، فرمان جعلى حكومت قندهار را به سرداران نمود . « 165 » در سنه يكهزار و يكصد و بيست بر سرير حكومت قندهار نشست . مكرر سرداران قزلباشيه براى تنبيه او از طرف شاه سلطان حسين به محاصرهء قلعه قندهار پرداخته و طبقهء افاغنه ابداليه كه در اين زمان خود را درانيه مىخوانند ، هر چند با قزلباشيه سعى موفوره كردند ، استيصال ميرويس رخ ننمود . هر دفعه تدابير جديد نموده ، لشكر قزلباشيه ( 214 چ ) و نصارى را به جدال و قتال تباه ساخت . مدت حكومتش در قندها ( ر ) و توابع قرب ده سال است . محمود بن ميرويس بر سرير حكومت دار القرار قندهار تكيه زده ، عم خود عبد العزيز را مقتول ساخته ، و تاريخ ايام شورش و فوت محمود مردود نابود نامحمود از عبارت لفظ افاغنه واضح مىگردد . او نخست بلاد كرمان را غارت كرده ، و اسد الله خان ابدالى را در جنگ كشته ، سر او را كه دعوى خود سرى كرده ، و هرات را متصرف شده بود ، در قزوين با عريضهء ارادت فريضه نزد شاه سلطان حسين فرستاد ، و مخاطب

--> ( 165 ) - براى آگاهى از فرمان جعلى ميرويس و چگونگى عمل وى و عواقب آن رجوع كنيد به « سفرنامه كروسينسكى » ، ص 35 الى 43 .