ابو الحسن قزوينى
139
فوايد الصفويه ( فارسى )
غرض چونكه اين تازه گل شد پديد * شد از مقدمش سينهها پر شعف صفائى رقم زد ز روى طرب * مهين گوهر بحر عز و شرف عالى جناب سعادت مآب منشى الممالك ميرغان على خان المتخلص سيد الشعراء ( كه ) منشى ثانى شاهنشاه ظل الله شاه عالم گوركانى است و تخلص از آن حضرت دارد ، و ( 201 ر ) صاحب طبع سليم ، و سليقه مستقيم دارد . در مراتب نظم و نثر از امثال و اقران خود مستثنى است و آنچه از تهذيب اخلاق آن يگانه آفاق برنگارد ، بجا است ، و در آئين مميزه رواست ، اين قطعه از طبع وقار و ذهن نقاد آن سيد عالى بنياد است . قطعه : مسمى اسم محمد مه سيماى سيادت * كه مهر ناصيه بر خاك آستانش بمالد چراغ دوده آل عباست گوهر پاكش * به پادشاهى دهر است نامور زان وجد چو كرد ايزد منان به او عطا خلقى خوش * بروز نيك و زمان سعد و ساعت اسعد به ظل عاطفت آن جهان دانش و بينش * خداش بهره وافى ز عمر و بخت به بخشد چو سيد الشعرا جست سال سعد ولادت * ز غيب گشت ندا نو گلى ز باغ محمد جناب ستوده آداب ملامحمد المتخلص خطا ، كه از ديار فرح بار شوشتر و در علم موسيقى و در ( 202 چ ) تقرير و تحرير نظم و نثر پرهيز و بى - همتا است . درين عصر در كشور هندوستان در روضه خوانى و آهنگ آواز دل نواز چون عندليب هزار دستان است اين ابيات از اوست . نظم : خوش بهاريست كه از جوش شگفته گلها * همه عالم چون گلستان به نظر مىآيد