ابو الحسن قزوينى

پيشگفتار مصحح 15

فوايد الصفويه ( فارسى )

نسخه خطى ، همواره با واقعيت وفق نمىدهد . به طور مثال سالهاى ياد شده در صفحه ( 7 ر ) متن ( - 4 چاپى ) ، ( 9 ر ) متن ( - 6 چاپى ) ، ( 10 چ ) متن ( - 6 چاپى ) ، ( 53 ر ) متن ( - 34 چاپى ) ( 74 چ ) متن ( - 48 چاپى ) و يا صفحات ديگر با سالهاى تعيين شده از جانب مورخان تطابق ندارد . اما توضيح مؤلف در مورد عدم دقت در قيد سنوات در صفحه 206 چ متن ( - 143 چاپى ) ، ديگر جاى گله‌اى براى خواننده باقى نمىگذارد . قزوينى در مورد تاريخ تولدى توضيح مىدهد : « اگر چه يك سال زياده است ، اما نزد ارباب كمال تاريخ ، اگر خوب يافته شود ، تا سه سال زياده و كم را پسنديده‌اند » . بدين ترتيب احتمالا مىبايست توضيح مؤلف را در مورد سنوات ، موجه تلقى كرد . ابو الحسن قزوينى دو تاريخ براى سال تأليف كتاب « فوايد الصفويه » ذكر مىكند ، يكى در سال 1207 هجرى قمرى ( ص 135 چاپى ) ، و ديگرى 1211 هجرى قمرى . با مقايسه با متون و نسخه‌هاى مشابه ، سال 1211 هجرى قمرى اصح دانسته شد . همچنين بر اساس نوع خط ، انشاء و سبك نگارش روشن گرديد كه تكمله و ذيلهايى در سنوات بعدى به اصل كتاب اضافه شده كه دقيقا در سالهاى 1212 ق ( ص 85 چاپى ) تا 1218 ق ( ص 127 چاپى ) به متن افزوده شده است . همچنين اشعار موجود در نسخه ملك ( ص 106 كتاب حاضر ) به سختى قابل خواندن بود و در نسخه برلين اغلب ابيات وجود نداشت . علاوه بر آن ، قزوينى به كرات از « ديار پورب » صحبت مىكند كه مقصود وى « ديار شرق » و به عبارتى مشرق زمين و يا بخشهاى شرقى ناحيه‌اى بوده است . گاه نيز « پورب » به معنى مشرق و « دكن » به معنى جنوب را با معانى واقعى جهات اربعه به كار برده است . در سراسر متن ، كلمه « خواندكار » ( لقبى مصطلح براى سلاطين عثمانى ) به جاى « خواندگار » ( - خداوندگار ) به كار برده است كه در متن چاپى هم رعايت امانت شد . در خاتمه وظيفه خود مىداند كه از رؤساى محترم كتابخانه‌هاى دولتى پروس ( برلين غربى ) ، ملك و مجلس شوراى اسلامى ( تهران ) صميمانه تشكر كند . همچنين بدين وسيله مراتب تشكر خود را از توجه رياست محترم مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، جناب آقاى دكتر محمود بروجردى تقديم مىدارد . دكتر مريم مير احمدى تهران ، تابستان 1367