ابو الحسن قزوينى

111

فوايد الصفويه ( فارسى )

تفضل حسين خان از آن مجمع رخصت شده ، نزد وزير الممالك بهادر رفته و از طرف او پيغام نزد كورنر بهادر آورده بود كه سرداران انگلستان زياده از آن آدابى كه ما هندوستان زادگان با پادشاهزادگان خود مىنمائيم ، مىنمايند ، و شما را هم لازم [ است ] كه به همين مقدار به مرشد زادهء ايران به جا آريد . كورنر مذكور در جواب فرموده بودند كه ما علو خاندان مرشدزادهء ايران را زياده از خاندان پادشاه هندوستان مى - دانيم و به اين ادراك ، بزرگى كمتر ديده‌ايم . اين مراتب مندرجه كورنر معظم به آواز بلند فرموده بود . محل انصاف اين است كه هرگاه سرداران جهان حلقهء بندگى سرداران انگلستان بر گوش سرافكندگى آويزند ، رواست و كسب عدالت ( 156 چ ) و مروت و مميزه نمايند ، بجاست از دوستى كه در آن مجلس حاضر بود ، و نمود كه سرجانشور از عدالت و مروت سلسلهء عليه صفويه بسيار بيان نموده ، و مرشد زادهء ايران اين قطعه را در آن مجمع فرموده بودند . قطعه : كه ميداند از فيلسوفان حى * كه جمشيد كى بود و كابوس كى چو سوى عدم گام برداشتند * درين بقعه جز نام نگذاشتند فتوحات كمپنى را فاضلى كه در حضور پادشاهزاده ايران به رشتهء تحرير كشيده بود ، چون جزو [ ه‌ا ] ى از او را به مطالعهء كورنر بهادر رسانيد ، از مطالعه آن ، كورنر مذكور عرض كرده بودند كه اين همه فكر بكر آن حضرت است ، و به كمال فصاحت و بلاغت نوشته شده است . اما نوشتن مدح بسيار مناسب حال نيكو مآل كمپنى نيست كه مطالعه كنندگان زمان مستقبل هر چه حمل نمايند الحق در اين عصر كسى موسوم به تاريخ كمپنى كتابى ننوشته و واقعات به اين آئين ستوده درج نكرده ، شفقت‌هاى بىپايان و محبت‌هاى بىكران ، آن حضرت كار خود كرده است . تا اين مقام كلام سرجانشور است . « 140 » سيد السادات عالى درجات سيف الدوله معين الممالك سيد رضى خان بهادر صلابت جنگ كه يكى از سرداران حاضر و معتمد پادشاه و سرداران انگريز بود ، نفس الامر

--> ( 140 ) - برلين : فاقد « تا اين . . . جانشور است » .