ابو الحسن قزوينى
104
فوايد الصفويه ( فارسى )
دست اندازى خواهيم كرد . راه و رسم قديمانه كه ميانهء آباء و اجداد بزرگوارم با سلسلهء رفيعه پادشاه والاجاه خورشيد كلاه انگلستان و كاركنان ملوك التجار عظيم الوقار كمپنى انگليس بهادر [ بوده ] ، مضبوط و مستحكم است . سبب ديگر اينكه آصف الدوله ايرانى و وزير پادشاه گوركانى است . آيا اين همه مراتب را از كجا چشمپوشى توانم كرد . اگر راجگان راجيپوت را با سرداران منازعه است ، ما را با احدى به هيچوجه نزاعى نيست . تا اين مقام كلام معجز آن حضرت است . خلاصه در سند سرداران بلوچ و مريدان آن ديار همين تمنا داشتند كه پادشاهزاده خلافت پناه را با سلطان ابدالى به مقابله باز دارند ، آن حضرت در آن ديار هم قبول اين معنى نكردند و ارادهء پادشاهزاده خلافت پناه اين بود كه نظر به اتحاد و ( 148 چ ) و داد قديمانه كه با سلسلهء گوركانيه محكم است ، به صحبت و ملاقات پادشاه ذيجاه والاجاه گيتى پناه ابو المظفر عالى گوهرشاه مخاطب به خطاب شاه عالم پادشاه غازى خلد الله ملكه و سلطنة رسيده باشند . در آن ايام خبر وحشت اثر حادثه شور و شر افغان بچه شيطان صفت ، غلام قادر خان نمك به حرام به وضع بسيار ناخوشى كه به آن نهج « 135 » در سرحد ايران مسموع نفرمودند ، به سمع مبارك رسيد . در صورت حادثه عظمى در اواخر سنه يك هزار و دوصد و هفت روانهء ملك پورب گرديدند و در بين راه دباين بهادر قيصرى رومى كه از عمده سرداران مرتبه محسوب بود ، نهايت بندگى و ارادت از راه نجات ذاتى كه داشت ، به ظهور رسانيد ، و جياجى بخشى سردار مرتبهء نوشتجات به حكام مرتبه كه در اثناى راه بودند ، به آئين بهين نوشت . هر يك از سرداران موافق شأن خود به خدمات آن حضرت سرافرازى يافتند . در عرض راه دزدان پنداره مرتبه ، بىخبر بر سر آن حضرت ريخته ، با اينكه در بين راه به شكاراندازى اشتغال داشتند و سوار و پياده همراه بنه بودند ، و مرتبههاى پنداره زياده از يك هزار سوار بودند ، آن حضرت با بيست سوار كه در ركاب ظفر
--> ( 135 ) - برلين : هنج ، بمعنى راه ، آشكار ، روشن .