ابو الحسن قزوينى

102

فوايد الصفويه ( فارسى )

عمل آوردند . سيد نوبهار را به خطاب مستطاب جهان بخش سرافراز و ممتاز فرمودند . « 132 » بعد از چندى صلاح و شور به ميان آمده ، آن هر دو بزرگ ستوده صفات رفيع الدرجات ، صلاح به رفتن پيشاور ندادند و معروض داشتند كه پادشاه بابرى تيمورى با سلسلهء عليه آن حضرت رابطهء تمام دارد و سرداران انگلستان نيز از دوستان قديم و محبان صميم و دولتخواه بلا اشتباه آن حضرت و جوانمردان زمان‌اند . و آصف الدوله بهادر ايرانى نيز يكى از مريدان است . سلطان ابدالى با پادشاهزادهء بابرى تيمورى ميرزا حسن بخت بهادر كه در ملتان است ، چه تعارف كرده كه نسبت به اعليحضرت خلافت پناه خواهد كرد . ملخص خوانين داود پوتره مثل بهاول خان و محمد خان و سبزل خان و ابو الخير خان دهرو ، هر يك مراتب خود بندگى بجا آوردند و بهاول خان ( 145 ر ) نيز صلاح به رفتن هندوستان داد . در اوج شجاعت على خان شيخ زادهء ايلچى پادشاهزاده و الا جاه ميرزا احسن بخت بهادر عرضداشت نمود كه مناسب حال فرخنده مآل اعليحضرت اينكه از آنجا به ملتان تشريف فرما شده ، با پادشاهزاده و الا جاه ملاقات كرده ، آنچه منظور صلاح طرفين باشد از آن قرار عمل فرمايند . پادشاهزاده خلافت پناه نظر به صلاح بعضى مريدان رفتن به ملك افغان صلاح ندانستند . نظر به مضمون بلاغت مشحون الحب يتوارث و البغض يتوارث روابط اتحاد و مودت و و داد قديمانه كه فيما بين سلاطين جنت مكين عليه صفويه و سلسلهء جليله بابريه تيموريه گوركانيه محكم و مستحكم بود ، از راه دلاور كوت به ملك ماژوار به شهر پيكانير رسيدند . راجه صورت سنكه به مراتب خدمتگذارى پرداخت و در جوده پور راجه كهن سال راجه بجى سنكه كه عمده سرداران راجپوت بود ، در مراتب بندگى دقيقه‌اى فرو گذاشت ، نكرد . از آنجا رهنورد مقصد گشته به شهر ماروت كه در ميانه سرحد جوت پور و جيپور است ، نزول اجلال واقع شده و از تأثير گردش گردون بوقلمون كج‌رفتار كه كشيكچيان پادشاهزاده خلافت پناه از زحمت و تعب راه به خواب غفلت رفته بودند ، دزدان آن

--> ( 132 ) - برلين : فقد عبارت « و سيد نوبهار . . . ممتاز فرمودند » است .