ابو الحسن قزوينى
93
فوايد الصفويه ( فارسى )
حضرت قبول نفرموده ، از آنجا عازم زيارت گرديده ، به كربلاى معلى شرفياب شدند . از اتفاق زمان منكوحه نادر كه صبيه شاه سلطان حسين ، سعيد شهيد و همشيره شاه طهماسب ثانى باشد ، در كربلاى معلى مجاور بودند . چون خبر سلطان حسين ميرزا شنيدند ، آن حضرت را در خلوت طلبيده ، خلوت كرده دستهاى مبارك آن حضرت را در اندرون پرده درآورده ، ملاحظه فرمودند . چون انگشتان مبارك آن حضرت مثل غاز و مرغابى پرده دار و به هم چسبيده بودند و ازين نشانى كه در ياد آن فاطمهء زمان بود ، شناخته [ شد ] . نظر به مصيبتهايى كه به آن ( 133 ر ) خاندان امامت نشان رخ نمود ، آهى كشيده ، بيهوش شدند . بعد از آن كه به هوش آمدند ، آن حضرت را اندرون پرده طلب داشته ، بر سينهء مبارك خويش چسبانيده ، به هاى هاى گريستند و ياد پدر و برادر نمودند . ازين نشانها بر خلق الله واضح و لايح شد كه سلطان حسين ميرزا فرزند صلبى شاه طهماسب ثانى است . از اتفاق ازمنه على مردان خان بختيارى و اسماعيل خان فيلى ، از كريم خان زند شكست يافته « 119 » ، به بغداد رسيده ، با مصطفى قلى خان همراز و هم آواز شدند . به صوابديد اين هر سه امراى بزرگ ايران كه هر يك والى ولايتى از ايران محسوب مىشدند ، به سلطان حسين ميرزا و همشيره شاه طهماسب عرايض نوشته ، سلطان حسين ميرزا از كربلاى معلى طلب داشته ، به سماجت بسيار نزد خود آوردند . بعد از صلاح و مشورت از بغداد به عزم تسخير ايران سلطان حسين ميرزا را به سلطنت برداشته و جمعيت اتراك و الوار فراهم كرده ، به قلمرو عراق رسيده ، در شهرها سكه و خطبه آن حضرت را بلند آوازه ساخت . در قلمرو عليشكر با كريم خان زند مصاف روى داده ، بعد از مجادله بسيار كريم خان غالب و
--> ( 119 ) - على مردان خان و اسماعيل خان فيلى چندبار در حوالى بختيارى و شوشتر از كريم خان شكست خوردند ، در آخرين نبرد و پس از توقف كوتاهى در كرمانشاهان سرانجام على مردان خان و ديگر معتمدان وى براى يافتن كمك عازم بغداد شدند . براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به : ابو الحسن گلستانه : « مجمل التواريخ » ، ص 192 و بعد .