عباس قديانى
540
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
براى تكميل تحصيلات ، همراه مرحوم حاج ميرزا حسين نورى به نجف اشرف مهاجرت نمود و در حوزهء درس « شيخ راضى آل خضر » و ميرزا حبيب الله رشتى - از شاگردان شيخ مرتضى انصارى - به درس سيد محمد حسن ميرزاى شيرازى راه يافت و پس از گرفتن علوم حوزهء علميه و پس از نيل به مرتبهء اجتهاد و تأليف رسالههاى فقهى و اصولى به اشارهء ميرزاى شيرازى شهيد آيت الله شيخ فضل الله نورى براى ارشاد و هدايت مردم تهران آمد و رفتهرفته طراز اول و زمامدار روحانيت شد و طبق سنت عالمان بزرگ همهء اعصار بر مسند تدريس نشست و بسيارى از فضلا و علما از حوزههاى درس او بهره مىبردند . شيخ فعاليتهايى را عليه سلطه سياسى ، اقتصادى و فرهنگى بيگانگان كه آن را نوعى تسلط كفار بر كشور اسلامى تلقى مىكرد آغاز كرده بود . از جمله در جريان نامه مجلس به شيخ فضل الله نورى جنبش تنباكو با ميرزاى شيرازى و در تهران در آغاز نهضت مشروطه در ايجاد فكر و رهبرى تأسيس عدالتخانه و جنبش روحانيت و سپس تدوين قانون اساسى ، نقش عمدهاى داشت . البته بىترديد ، شيخ كه در اين راه رواج شريعت را مىطلبيد ، با اميد و آرزوى بسيارى پيش آمد و چنين مىخواست كه احكام شرع را به رويهء قانون آورد و روىهمرفته براى به شكل در آوردن يك حكومت شرعى مىكوشيد . و همين باور در انديشهء مذهبى ماندن جنبش ، شيخ را واداشت در اولين تغيير جهت و نمود تعارضى ميان عدالتخواهى و مشروطيت كه توسط روشنفكران تازهوارد از فرنگ عنوان شد ، ناخرسندى خود را ابراز كند و اعلام دارد :