عباس قديانى

854

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

نه هند و اروپايى است و جزو زبانهاى قفقازى دسته‌بندى شده است . هوشنگ از پادشاهان پيشدادى نوهء كيومرث بود و بعد از او به سلطنت رسيد ( جشن سده را او برقرار كرد . دومين پادشاه معروف سلسلهء پيشدادى است . هولاكو : - هلاكو خان هوم ( Haoma ) هوم يا هئوما - فشردهء گياهى بود كه در ايران باستان . پرستشگاه مهر ، هنگام قربانى براى خدايان ، خود را از آن سرمست مىكردند . هومبان هلتش سوم آخرين پادشاه عيلامى را 648 تا 642 ق . م . هووخ شتر هووخشتر به سال 633 قبل از ميلاد مسيح به تخت سلطنت سلسلهء ماد نشست . در اين هنگام اوضاع « ماد » خطرناك بود ، ولى او به خوبى تشخيص داد كه بىدرنگ بايد اصلاحاتى بكند و توجه خود را قبل از هرچيز به تقويت سپاه معطوف داشت و قشونى با اسلوب آشورى ترتيب داد . هووخ شتر پس از تجهيز سپاه به آسور حمله برد و با اينكه آسوريها سخت پافشارى كردند سرانجام سردار آسور شكست خورد و قشون ماد داخل آسور شد ، نينوا پايتخت آسور را محاصره كردند و چون معلوم بود كه به واسطهء استحكامات نينوا محاصرهء آن به طول خواهد انجاميد هووخ‌شتر قسمتى از قشون خويش را مأمور كرد تا جلگه‌هاى حاصلخيز آسور را اشغال كنند ، زيرا تصميم گرفته بود كه دشمن را منهدم و نام آسور را از صحنهء روزگار محو سازد . سپاه ماد با موفقيت پيش مىرفت و نزديك بود پايتخت دولت بزرگ آسور سقوط كند كه ناگهان خبر تاخت‌وتاز حكام در آذربايجان و صفحات مجاور آن به شاه ماد رسيد ، و او چاره‌اى نداشت جز آن محاصره نينوا را ترك گويد و به حفظ مملكت خود پردازد . اين بود كه با سپاه خود قصد دشمن كرد و در نزديكى درياچهء اروميه با « سكاها » به جنگ پرداخت و شكست خورد و مجبور شد شرايط سنگين آنان را بپذيرد . تاخت‌وتاز سكاها در ايران به قول هرودوت بيست و هشت سال طول كشيد . هووخ‌شتر پادشاه يا سردار سكاها را كه « مارىيس » خوانده مىشد ، تمام سران سپاه سكايى را مهمان كرد و همهء آنها را در حال مستى بكشت و پس از اين نيرنگ با آنها جنگيد و چون سپاه سكاها بىسرپرست بودند شكست خورده از ماد خارج شدند . هووخ شتر پس از اينكه سكاها را از ايران راند ، باز به فكر اجراى نيت ديرين خود يعنى انقراض آسور افتاد و گويا اتحادى با پادشاه بابل كرده كار آسور را يكسره كرده و آسور را ميان خود و پادشاه بابل تقسيم كرد . سپس با ليديه جنگ كرد و اين جنگ مدت پنج سال به طول انجاميد و بىاينكه طرفين نتيجه‌اى بگيرند ، كسوفى روى داد و سپاهيان طرفين اين كسوف را علامت غضب خدا دانسته ديگر حاضر به جنگ نشدند . سپس « سون‌سيوس » پادشاه « كيليكيه » و « بخت النصر » پادشاه بابل تصميم گرفتند كه رود هاليس سرحد دولتين گردد . پس از آن ، واقعهء مهمى روى نداد و يك سال بعد از انعقاد صلح در سال 585 ق . م . مسيح درگذشت .