عباس قديانى

849

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

معلوم نيست بعضى آن را افغانستان مركزى از هرات تا سند دانسته و اخيرا با پنجاب تطبيق مىكنند . هرخواتيش نام قديم ولايت قندهار كه در سنگنبشته داريوش به همين نام آمده : هرودوت آن را « هرهواتى » و ساير يونانيان آن را « آرخوزيا » نوشته‌اند . اين نام در اوستا « هرخوائىتى » آمده است . اين سرزمين را يونانيها « آركوشيد » نيز مىنامند و اسكندر مقدونى نيز شهرى در آركوشيه به نام خود بنا كرد كه نزديك به قندهار كنونى بوده است . لازم به ذكر است كه قندهار را نبايد با « گنداره » اشتباه كرد . هرخوتيش نام قديم رخّج - افغانستان جنوبى تا قندهار . هرمز اردشير نام قديمى اهواز ، كه سوق الاهواز هم خوانده‌اند . هرمزان در دوران ساسانى فرمانروايى خوزستان و لرستان بود و در خلافت عمر پس از جنگهاى متعدد در خوزستان اسير شد و به مدينه اعزام گردد و در آنجا به اسلام گرويد و يكى از مشاوران خليفه در تنظيم امور دولت نوخاسته اسلامى گرديد . هرمزد اول از پادشاهى ساسانى ( 272 - 273 م . ) كه پس از شاپور اول به تخت نشست . وى بانى شهر هرمزد اردشير در خوزستان بود كه عربها آن را « سوق الاهواز » ناميدند . دورهء پادشاهى او كوتاه بود و پس از يك سال درگذشت . مهمترين واقعهء عهد او مراجعت مانى است كه در عهد شاپور ادعاى پيامبرى كرد . نام اين پادشاه به زبان پهلوى « هرمزد » و لقبش « دلير » بود . هرمزد چهارم از پادشاهان ساسانى ( 579 - 591 م . ) ، فرزند انوشيروان كه پس از پدر بر تخت نشست . از سوى مادر نوهء خاقان ترك بود و به همين مناسبت او را هرمزد تركزاد مىگفتند . وى گفتگوى صلحى را كه در زمان پدرش با روميان آغاز شده بود برهم زد و بار ديگر به روم لشكر كشيد و در اين جنگها كه از 579 تا 590 م . به طول انجاميد هيچ‌يك از طرفين سودى نبردند . دربارهء هرمزد چهارم روايات مختلف است ؛ دسته‌اى او را سفاك و گروهى او را مردى باهوش ، شايسته و دادگر و حامى مستمندان معرفى كرده‌اند . ظاهرا از اين نظر او را سفاك خوانده‌اند كه وى براى كاستن از نفوذ بزرگان ، افراد بزرگ را خوار مىداشت و درويشان را ارج مىنهاد و چون بر خلاف پدر خود براى منظور اصلى يعنى تسلط بر بزرگان و روحانيون روش غير محتاطانه در پيش گرفته بود ، وى را به سفاكى و شدت عمل متهم كردند . هرمزد دوم از پادشاهان ساسانى ( 302 - 310 م . ) ، جانشين و پسر نرسى . زمانى بود كه ايران به علت شكست در برابر روميان ضعيف شده و در مشرق نيز از عهدهء مقابله با كوشانيان برنمىآيد ، از اين‌رو هرمزد دوم با شاهدخت كوشان ازدواج كرد تا بدين وسيله روابط ايران را با كوشان بهبود بخشد . هرمزد پادشاهى دادگر بود و در جنگ با اعراب