عباس قديانى

735

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

لوديه ( ليدى ) ناحيه‌اى از آسياى كوچك كه از طرف مغرب به درياى اژه محدود مىشود . لولوبيان ( Lullubi ) قبايلى كه از هزارهء سوم ( و شايد پيش از آن ) در مغرب ايران از قسمت علياى دياله تا كرانه‌هاى درياچهء اروميه سكونت داشتند و محققان آنان را از نژاد عيلاميان مىدانند . كتيبه‌اى از آنوبانىنى پادشاه لولوبيان قرن 22 ق . م . در سرپل زهاب به‌جاى مانده است . اينان كوه‌نشينانى بودند كه گاه اقتدارى مىيافتند و به دشتها و شهرها مىتاختند و گاه بر اثر نيرومندى همسايگان به كوهستانهاى خود پناه مىبردند . با اين همه در آغاز هزارهء اول ق . م . دولتى مستقل و با ثبات ايجاد كردند و بعد به اتحاديهء قبايل ماد پيوستند . شايد بتوان لولوبيان را نياكان قبايل لر دانست . نقش برجسته انوبانىنى ( پادشاه لولوبيان ) لهراسب از پادشاهان كيانى ، پادشاهى از سلسلهء كيانى كه بعد از بهمن به سلطنت نشست و مدت صد و بيست سال پادشاهى كرد . ليث صفار رويگر و عيار سيستانى و پدر يعقوب ليث و عمروليث صفارى . گويند در آغاز رويگرى پيشه داشت و سپس به عيارى افتاد . از قصه‌هايى كه راجع به عيارى او آورده‌اند داستان درآمدنش به خزانهء درهم ابن نصر است كه چون در آن خزانه پاره‌اى نمك نيشابورى را به گمان آنكه گوهرى است ، بر زبان سود ، به پاس رعايت نمك ، در آن خزانه هيچ تصرف نكرد . پس از آن هم ليث به خدمت درهم درآمد . ( اين حكايت در بعضى مآخذ به يعقوب نيز منسوب است ) . ليث صفارى ليث ابن على متوفى 298 ه . ق . چهارمين امير از سلسلهء صفاريان ( 296 - 298 ه . ق . ) ، برادرزادهء يعقوب ليث و عمروليث . بعد از طاهر ابن محمد صفارى در سيستان به امارت نشست ، و به قصد تنبيه سبكرى لشكر به فارس برد . سبكرى شكست خورد ، و ليث ابن على فارس را گرفت و به قلمرو خويش افزود ، و سپس آهنگ ارجان كرد . سبكرى از خليفه يارى خواست ، و مقتدر خليفه « مونس خادم » را به دفع ليث فرستاد . ليث اسير شد ، و او را با برادرش محمد ، به بغداد بردند ، بر فيل بنشاندند ، و به خوارى گرد شهر بگرداندند . ليث ظاهرا در بغداد به قتل رسيد .