عباس قديانى
733
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
لژ همايون ( پهلوى ) تشكيل اين لژ نقطهء عطفى در تاريخ تكاپوى آيين اسكلتى فراماسونرى در ايران دورهء محمد رضا پهلوى است . لژ پهلوى در زمان اوجگيرى نهضت ملىگرايى و اندكى پس از ملى شدن صنعت نفت ، زير نظر يكى از لژهاى بزرگ وابسته به « شوراى عالى » فراماسونرى فرانسه به نام « المحفل الاكبر المثالى العالمى » مصر با موافقت محمد رضا شاه و تحت رهبرى محمد خليل جواهرى در سال 1330 ه . ش . در تهران تأسيس شد . اين لژ در آغاز با موافقت شاه با نام « لژ پهلوى » آغاز به كار كرد و در اسناد و ديپلمهاى ماسونى كه اسماعيل رائين در كتابش آورده بههمان نام « پهلوى » نوشته شده است . ظاهرا كمى پس از تشكيل اين لژ ، شاه بهخاطر پارهاى مسائل دستور تغيير نام آن را از « پهلوى » به « همايون » صادر مىكند . لژ همايون علاوه بر شعبههاى فرعى ، يك سازمان جنبى با فعاليت علنى تحت عنوان « باشگاه حافظ » بهوجود آورد . اين باشگاه محل تجمع آشكار فراماسونهاى ايران و محل برگزارى جشنها و « مهمانيهاى سفيد فراماسنى » بوده است كه با مديريت محمد خليل جواهرى اداره مىشد . لژ همايون احتمالا بهخاطر دخالت مستقيم در سقوط دولت دكتر محمد مصدق و استفاده كودتاچيان از لژ به عنوان پناهگاه و ماوى خود ، كه به اين لژ جنبه دستنشاندگى و وابستگى به امريكا و انگليس مىداد ، با اجازهء گراندلژ اوريانت فرانسه ، توسط محمد خليل جواهرى در سال 1334 ه . ش . منحل شد . باشگاه حافظ كه وابسته به لژ همايون بود در 23 شهريور 1335 ه . ش . منحل شد . پس از انحلال آن ، حدود 42 لژ در ايران تشكيل يافتند كه عبارتند از : روشنايى در ايران ، مولوى ، تهران ، كورش ، خيام ، سعدى ، فروغى ، حافظ ، ستاره سحر ، شمس تبريزى ، ناهيد ، ابنسينا ، مزدا ، لافرانس ، كسرا ، اصفهان ، آريا ، خوزستان ، اهواز ، كيوان ، ژاندارك ، نور ، شيراز ، داريوش ، كرمان ، فارابى ، مشعل ، ميترا ، كاوه ، جمشيد جم ، دانش ، خورشيد ، هاتف ، اميركبير ، خشايار شاه ، هخامنش ، پرسپوليس ، گوته ، آفتاب ، مهر ، صفا ، وفا . لسيت ( Lecythe ) فرشته بالدارى كه به صورت نيمى انسان و نيمى حيوان در كنار درهاى ورودى كاخهاى آشورى قرار داده مىشد . لشكرنويس مستوفى دفتر لشكر در عهد قاجاريه ، كه در آن اداره تحت نظارت وزير لشكر يا لشكرنويسباشى به امر جمع و خرج قشون ، ثبت و ضبط احكام و فرمانها ، و جرح و تعديل بروات مواجب و مخارج اشتغال داشته است . در عهد ناصرى ، قريب 30 نفر لشكرنويس در تهران در دستگاه وزير لشكر بوده است ، و غير از آن ، در ولايات بزرگ نيز عدهاى داراى اين عنوان بودهاند . در عهد صفويه ، لشكرنويس ارقام مناصب تمام اعضاى ديوان را از امر گرفته تا كارگران كارخانهها مىنوشته است و در دستگاه ايشيك آقاسى كار مىكرده است . لشكرنويس را در دورهء قبل از صفويه « عارض » و عارض لشكر ، و دفتر لشكر را ديوان عرض مىخواندهاند . لطف الله سربدارى امير سلسلهء سربداران ( 761 - 762 ه . ق . ) پسر امير مسعود سربدارى . بعد از كشته شدن حيدر