عباس قديانى
707
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
بابليان عمل نكرد ، فرزند ارشدش ، كبوجيه ، به عنوان نمايندهء او چنين كرد . يك فرماندار ايرانى براى شهر تعيين شد ، ولى بسيارى از صاحبمنصبان محلى در خدمتهاى خود ابقا شدند . كوروش با نهايت دقت به دين بابلى احترام مىگذاشت ؛ معابد را تعمير كرد ، مجسمههاى معبود شهرهاى مختلف را كه نيونيدوس به بابل آورده بود به جاهاى خود بازگردانيد ، و نيز خدايان آشور و شوش را به محلهاى خود فرستاد . در 538 ق . م . اجازه داد كه يهوديانى كه بخت النصر از فلسطين كوچ داده بود به زادگاه خود باز گردند ، و دستورهايى براى تجديد بناى بيت المقدس صادر كرد . مطيع كردن شمال و مشرق ايران را نيز بايد از كوروش بدانيم ، ولى اسناد كاملى از نبردهاى اين نواحى در دست نيست . بنابر گفتهء نيكولاى دمشقى ، بلافاصله بعد از شكست خوردن ايشتوويگو ، هوركانيان ، و پس از ايشان پارتيان ، باكترياييها ، و سكاها ، وى را به عنوان خداوندگار پذيرفتند . از نوشتهء هرودوت چنين بر مىآيد كه كوروش باكترياييها و سكاها را پس از سقوط ليديا مطيع كرد . مورخين اسكندر مقدونى نوشتهاند كه كوروش بر كنار سيحون شهرى به نام كورپوليس ( Kuroplis ) بنا كرد ، و در حين عبور از گدروسيا قسمت عمدهء سپاه خود را از دست داد . كوروش ، در 530 ق . م . پس از آنكه كبوجيه را به عنوان نايب السلطنه بابل تعيين كرد لشكر به جانب مشرق كشيد ، و در ضمن همين لشكركشى كشته شد ، و در پازارگاد مدفون گرديد ( مشهد مرغاب ) و پسرش كبوجيه جانشين او شد . كوروش سردار و سياستمدارى برجسته بود . امپراتورىاى تأسيس كرد كه از سند و سيحون تا درياى اژه و مرزهاى مصر امتداد داشت ، و يادگارى از عدالت و رأفت پس از خود باقى گذاشت . كوروش كوچك متوفى 401 ق . م . شاهزادهء هخامنشى و مدعى سلطنت ايران ، پسر داريوش دوم ، مادرش پروشات نام داشت ، كه يونانيان او را پاروساتيس خواندهاند . پروشات آرزو مىكرد كه كوروش را بهجاى پسر بزرگترش ، اردشير به سلطنت برساند . هنگامى كه داريوش دوم تصميم به جنگ با آتنىها و يارى كردن اسپارتيها گرفت ، پروشات وى را راضى كرد كه كوروش را به عنوان ساتراپ ليديا ، فروگيا ، كاپادوكيه ، و سپهسالار سپاه ايران در آسياى صغير تعيين كند ( 407 ق . م . ) . سردار اسپارتى ، لوساندروس ، توجه كوروش را جلب كرد ، و پس از پيروزى آتنىها در آرگينوساى ( 406 ق . م . ) ، كوروش نفوذ خود را در اسپارت به كار انداخت تا لوساندروس به فرماندهى ناوگان اسپارت برگزيده شد . در 405 ق . م . كوروش را به بالين پدر محنضرش احضار كردند ، و وى هنگامى كه محل خود را ترك مىكرد همهء درآمد ايالت خود را به لوساندروس بخشيد ، كه در همين سال در نبرد آيگوس پوتاموس پيروز شد . در سال 404 ق . م . كه اردشير به عنوان اردشير دوم به سلطنت رسيد ، تيسافرن كوروش را متهم كرد كه توطئهاى براى كشتن برادرش فراهم آورده است ، ولى با شفاعت مادر تبرئه شد و به مقر خود بازگشت . بلافاصله پس از بازگشت ، به خيال گرفتن تاج و تخت افتاد . نزاعى با تيسافرن بر سر شهرهاى يونانيان كرد ، و سپاه فراوان فراهم آورد ، و او را براى گرفتن سربازان مزدور يونانى كمك كردند . كلئارخوس از تراكيا براى وى سپاه جمع كرد و منون لاريسايى سپاه ديگرى از تسالى فراهم آورد . در بهار 401 ق . م . كوروش از سارديس به راه افتاد ، منون و كلئارخوس به وى پيوستند . چون به فرات رسيد ، آشكار كرد كه قصد جنگ