عباس قديانى
668
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
مستولى گشت ، و پسر خود پيربداق را اسما به سلطنت برداشته به نام او كشورگشايى مىكرد . تا اينكه در نزديكى تبريز سلطان احمد جلاير را شكست داده ، و او را به قتل رساند ، و تمام مغرب ايران را از اران تا عراق به تصرف درآورد و از طرف مغرب تا حدود حلب پيش راند . اما در هنگامى كه شاهرخ پسر تيمور در 823 به جنگ او مىرفت در اوجان آذربايجان به مرگ ناگهانى درگذشت . امراى اين سلسله عبارتند از : 1 - قرامحمد ( جلوس 780 ه . ق . ) . 2 - قرايوسف بن قرامحمد ( جلوس 790 ه . ق . ) . 3 - اسكندر پسر يوسف ( جلوس 823 ه . ق . ) . 4 - جهانشاه پسر يوسف ( جلوس 840 ه . ق . ) . 5 - حسنعلى ( جلوس 872 ه . ق . ) . قرامطه ، نهضت كلمهء قرمط به معنى « نزديكگام » است و شايد كلمهء آرامى باشد كه معنى « معلم » مىدهد . قرمطى را از لغت نبطى « كرميته » نيز مىدانند كه به معنى سرخ چشم است . نهضت قرمطيان يكى از نهضتهاى پرشور و دامنهدار ضد فئودالى است كه در نيمهء دوم قرن سوم ه . ق . در عراق ، خوزستان ، بحرين ، خراسان ، يمن و سوريه سازمان يافت . مورخان اسلامى اولين جلوهء آشكار اين نهضت را در دورهء خلافت معتضد عباسى ثبت كردهاند . دربارهء نام و نسب مؤسس و پايهگذار نهضت قرمطيان اختلاف است ؛ مورخان اسلامى نوشتهاند ، نام وى « حمدان يا فرج بن عثمان يا فرج بن يحيى بود و قرمط لقب اوست . اصل او از خوزستان است . وى كتابى را به پيروان خود عرضه كرد كه در آن كتاب سخنان كفر و تحليل و تحريم فراوان بود ، به طورى كه پيروان نهضت قرمطيان مورد تعقيب خلفاى عباسى قرار گرفتند . قرمطيان معتقد بودند كه محمد بن اسماعيل امام هفتم و صاحب الزمان است و معتقد به قيام با شمشير و كشتار مخالفان خود از ساير مذاهب اسلامى به ويژه سنيان كه حكومت عباسيان از آن پيروى مىكرده بودند ، در احكام شريعت قائل به تأويل بودند . فعاليت قرمطيان در ايران در دورهء ديلميان نيز ادامه داشت و از اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم مبارزهء شديدى در عراق و ايران با باطنيان كه اسماعيليان و قرمطيان جزء آن بودند شروع شد و با ظهور محمود سبكتكين ( غزنوى ) كه به قتل اسماعيليه ، قرامطه ولعى تمام داشت بر شدت اين مبارزه افزوده شد . چنان كه وى مىگفت « من از بهر عباسيان انگشت دركردهام و در همهء جهان قرمطى مىجويم و آنچه يافته آيد و درست گردد بر دار مىكشند » . قران : - حضرت محمد ( ص ) قران ( qern ) از مسكوكات سابق ايران . ظاهرا اين كلمه در اصل صاحبقران بوده است ، كه بر روى بعضى از سكههاى ايران از دورهء صفويه گرفته تا در عهد ناصر الدين شاه قاجار ، ديده مىشود . در عهد ناصر الدين شاه قاجار ، قران يا صاحبقرن معادل 1000 دينار موهومى بود و نصف آن را « پناباد » مىخواندند . پيش از تأسيس ضرابخانه در ايران ، اشكال و عيار قران در نواحى مختلف متفاوت بود . بعدا قرانهاى تازه به وزن يك مثقال و عيار 9 و 0 سكه زدند . پس از اينكه محمد ابراهيم امين السلطان به رياست ضرابخانه رسيد ، قران به قران امين السلطان