عباس قديانى

645

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

اعظم فلات ايران را در زير خود داشته مىدانند . درياچه‌هاى مزبور عبارتند از : درياچهء اروميه ، درپار ، دو درياچه مهارلو و نيريز ( بختگان ) ، در سيستان درياچهء هامون ، بين تهران و قم درياچهء نمك يا حوض السلطان ، در شمال درياچهء خزر كه در عهد قديم موسوم به كاسپين يا درياى گرگان بوده و اسم اولى به مناسبت مردمى بود كه در كنار اين دريا سكنى داشتند و استرابون آنها را كاسپىاى ( Caspienne ) ناميده است . فلات ايران از جنوب به درياى عمان و خليج فارس محدود است كه خليج مزبور شبه‌جزيرهء عربستان را از ايران جدا مىكند و به واسطهء تنگهء هرمز با درياى عمان اتصال مىيابد . اين خليج را آسوريها « نرمرتوم » يعنى رود تلخ مىناميدند . فلات ايران پلى است كه قسمتهاى شرقى و غربى آسيا را با يكديگر اتصال داده و اين موقعيت فلات ايران در تاريخ اهميت مخصوص داشته ، چه بسا ازمنه‌اى كه ، دريانوردى اشكالات عديده داشت ، فلات ايران يگانه راهى بود كه قسمتهاى آسيا را با يكديگر و با ممالك درياى مغرب و اروپا ارتباط مىداد و چون فلات مزبور در چهارراه عالم قديم واقع شده بود وسيلهء ارتباط مردمان بسيارى از نژادها و ملل مختلفه بوده است . فلسفه مزدك از نظر مذهبى فلسفهء مزدك با زرتشت و مانى و گنوستيكها چندان مغاير نيست ، و مانند ايشان اساس افكار او همان ثنويت است . اما فلسفه مزدك داراى عواطف و تمايلات بشردوستى بيشترى بوده است . مزدك برعكس مانى مىخواست عقايد دينى را براى اصلاح جامعه به كار برد . و از نظر او تودهء مردم در مقابل طبقات حاكمه تنها با داشتن عقيدهء دينى نمىتوانستند از فقر و بردگى و بيچارگى نجات پيدا كنند . مگر اينكه براساس برنامهء اقتصادى صحيحى با مشكلات زندگى و كشمكشهاى طبقاتى مبارزه كنند و جامعه‌اى بىطبقه ايجاد نمايند . اصل سخن مزدك و جوهر انقلاب او در اشتراك مالكيت بوده كه از فكر حكومت اشتراكى و شركت همگان در حاكميت اشتراكى و شركت همگان در حاكميت ملى سرچشمه گرفته بوده است . و شايد همين جنبهء بشردوستى مزدك است كه محمد اقبال لاهورى شاعر پارس‌گوى و فيلسوف پاكستانى او را پيامبر مردم‌گراى ايران باستان ناميده است . از نظر مزدك آدمى را پنج نوع بدى از راستى باز مىدارد . تعصب ، خشم ، انتقام ، احتياج و پنجمين مالكيت است ، كه از نظر مزدك از همه بالاتر است . كسى كه از اين بديها بپرهيزد به خداوند مىپيوندد . مزدك مىگفت نابرابرى در زن و مال ، تعصب و مالكيت ، احتياج را به وجود مىآورد و در نتيجه خشم و انتقام بين مردم پديد مىآيد . اگرچه كيش مزدك پس از ورود به طبقات پايين اجتماعى تدريجا صورت يك مسلك سياسى انقلابى گرفت ولى اساس ديانتى آن باقى بود و پيروان اين آيين در ميان طبقات عاليه هم وجود داشته‌اند . و نيز - مزدك فلك المعالى منوچهر فرزند قابوس وشمگير ملقب به فلك المعالى پس از آنكه مطابق معمول طايفهء ديلم ، سه روز بر پدر خويش عزا گرفت به تقاضاى رجال