عباس قديانى
6
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
دوران نيز حضور داشتهاند ، ليكن ايفاى نقش تاريخى آنها صرفا به دورهء تاريخ انقلاب اسلامى مربوط مىشود و علاقهمندان به چنين كتابى مىتوانند اين شخصيتها و كليد واژهها را در فرهنگ تاريخى انقلاب اسلامى كه به صورت فرهنگى جداگانه از سوى مؤلف در دست نگارش مىباشد ، جستجو نمايند . نگارش فرهنگ تاريخى و تدوين تاريخ اصولا در مقولهء متفاوتاند ، مورخ مىتواند با انتخاب بخشى از تاريخ يا موضوعى از موضوعات تاريخ كار خود را سامان بخشد و با زاويه ديد و چارچوب خاصى به موضوع تاريخ بنگرد ، اما يك مؤلف فرهنگ تاريخى كه با طول و عرض و ريز و درشت همهء وقايع تاريخى در اعصار مختلف مواجه است مختار نيست شخصيتى يا واقعهاى را ناديده انگاشته يا فرو گذارد ، هرچند كه مؤلف فرهنگ از دغدغه تحليل وقايع تاريخى و ارتباطات آنها با يكديگر فارغ است ، ليكن انتخاب مآخذ و انتخاب اصلى كليد واژههاى تاريخى كار او را بسيار دشوار مىسازد زيرا كه ناگزير است در خصوص يك واژه ، يك شخصيت و يك رخداد تاريخى به منابع مختلف بنگرد . ديدگاهها و تلقىهاى متفاوت را در كنار هم بگذارد و در عين حال از هرگونه داورى و اعمال نظر شخصى نيز بپرهيزد اما بايد اذعان نمود كه تأليف يك فرهنگ جامع تاريخى با لحاظ نمودن همهء خصيصهها ويژگيهاى تاريخ يك كشور كهنسال كارى بسيار دشوار و طاقتفرساست و تنها در درازمدت با كاربست نظر منتقدان ، خردهگيران و بازجست ناديدهها مىتوان بدين مهم همت گماشت . اما مؤلف پس از انتشار فرهنگ فشرده تاريخ ايران قلم خود را به زمين نگذاشت ، زيرا فكر تدوين فرهنگى جامع به قوت خود باقى مىماند و انتشار يك فرهنگ فشرده تنها مىتوانست به آزمون نياز جامعه نشر به داشتن يك فرهنگ جامع تعبير شود . اينك كه فرهنگ جامع تاريخ ايران در دو جلد تقديم علاقهمندان به تاريخ مىشود ، مؤلف همچنان اين دفتر را گشوده نگاه مىدارد و در انتظار است تا ناديدهها و ناخواندهها را يعنى هر آنچه را كه مىتواند به اين فرهنگ جامعيت بيشترى ببخشد از طريق نكتهيابيها ، نقدها و پيشنهادات دلسوزان يادداشت نمايد تا در چاپهاى بعدى با بازنگرى و ويرايش در متن ، اين فرهنگ را بىنقصتر به علاقهمندان ارائه نمايد . با آرزوى موفقيت