عباس قديانى
77
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
مىكرد ، تا جايى كه بعضى مىگويند : « حكومت عباسى با شمشير ابو مسلم و پول ابو سلمه روى كار آمد . » ابو سلمه داماد بكير بن ماهان ، و بكير دبير خاص ابراهيم امام جد اعلاى عباسيان بود . ابراهيم امام در « حميمه » نزديك شام مسكن داشت . بكير بههنگام مرگ ، ابراهيم امام را گفت : « در كوفه دامادى دارم كه به ابو سلمه خلال مشهور است و او را در امر دعوت شما ( عباسيان ) بهجاى خود برمىگزينم » . امام پس از مرگ بكير نامهاى به ابو سلمه نوشت و او را در امر تبليغ دعوت به همكارى نمود . ابو سلمه با از خودگذشتگى اين امر را بر عهده گرفت و تا پايان نيز بدان ادامه داد . وى در اصل طرفدار آل على بود و چنان كه جرجى زيدان در تاريخ اسلام مىنويسد : « ابتدا قرار بود كه علويان حكومت را به دست گيرند ولى عباسيان بيعت را شكستند و شيعيان على در عراق و فارس و خراسان كه به نام علويان دعوت مىكردند خواهناخواه از انتقال خلافت به عباسيان اظهار رضايت كرده تسليم شدند . از آن جمله ابو سلمه از رجال نامى و ثروتمند ايران بود كه در « حمام اعين » نزديك كوفه مقيم بود و از حقوق خاندان على با جديت دفاع مىكرد . وى همينكه از مكر عباسيان باخبر شد خشم خويش را پنهان ساخته منتظر پيشامدها گشت كه به وى خبر رسيد ابراهيم امام مسلم را به خراسان فرستاده و به وى دستور داده كه هركس را متهم به مخالفت دانستى بكش و ابو سلمه صلاح را در آن ديد كه علىرغم ميل قلبى خويش با ابو مسلم و عباسيان همراه گردد و حتى در زمان كشته شدن امام ابراهيم در زندان امويان مىخواست خلافت را به آل على برگرداند ولى در اين اثنا سفاح و ابو جعفر منصور بر او وارد شده بودند و مجبور به بيعت گشت » و اكثر مورخان اتفاقنظر دارند كه ابو سلمه از شيعيان آل على ( ع ) بوده است . ابو سهل خجندى منشى دربار سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوى ، وزير سلطان ابراهيم بن مسعود كه مردى فاضل و دانشمند بود در عهد سلطان ابراهيم ( 451 - 492 ه . ق . ) به مقام وزارت رسيد ، ولى بعد از مدتى طبق معمول مورد غضب سلطان ابراهيم واقع شد و سرانجام طبق دستور وى هردو چشمش را كور كردند . ابو سهل زوزنى ابو سهل زوزنى در زمان سلطنت سلطان محمود غزنوى از ملازمان وى بود كه پس از مرگ سلطان محمود به فرزندش مسعود پيوست و سرانجام به وزارت او رسيد . دستگيرى و قتل ناجوانمردانه حسنك وزير با همراهى و همكارى وى انجام گردد . وى سلطان مسعود را بر آن داشت تا انعامهايى كه سلطان محمود در زمان سلطنت خود به هركس داده بود باز ستاند و همين امر سبب دشمنى و انزجار بيشتر مردم از او گرديد . مدت وزارت ابو سهل بسيار كوتاه بود ، زيرا بعد از آمدن احمد بن حسن ميمندى از هندوستان از وزارت معزول گرديد ولى در همين مدت زمان كوتاه نيز چند واقعه ناگوار تاريخى كه مهمتر از همه اعدام و سنگسار كردن حسنك وزير بود در دوران وزارت او اتفاق افتاد . ابو سهل سيمجور از امراى دورهء سامانى از خاندان سيمجوريان پسر ابو القاسم سيمجور . در ماه رجب 388 ه . ق . كه پس از چند جنگ بين ابو القاسم سيمجور و بكتوزون