عباس قديانى
64
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
پس از او آبش خاتون را كه به همراه خواهرش در دژ سپيد زندانى بود در همان سال به حكومت رساندند . به نوشته رشيد الدين فضل الله ، آبش خاتون در زمان تركان خاتون نامزد منگو تيمور شد و ازدواج وى در آغاز حكومتش و توسط جدّهء او ياقوت تركان در دربار مغولان صورت گرفت . در رجب 663 ق . قاضى شرف الدين ابراهيم از سادات شيراز كه ادعاى مهدويت كرده بود بر آبش خاتون شوريد اما شكست خورد و كشته شد . از آن پس نابسامانى اوضاع شيراز و ناتوانى آبش ، عملا حكومت شيراز را از دست او بيرون آورد ، به نحوى كه از حكومت جز نام براى او چيزى نماند . در پى اين حوادث اباقا خان ( 663 - 680 ق . ) كارگزارانى به شيراز گسيل داشت و در سال 672 آبش خاتون به همراه يك تن از آنان روانه دربار اباقا خان در تبريز شد . اقامت آبش تا 682 ق . و به مدت ده سال به درازا كشيد . در اين سال اباقا خان حاكم شيراز را بر كنار و آبش خاتون را بهجاى وى گماشت . استقبال مردم شيراز از او و پيشگيرى وى به خان مغول سبب شد تا او رفتارى خودسرانه با مردم در پيش گيرد . پس از پيروزى ارغون خان بر احمد تكودار ( 683 ق . ) وى آبش خاتون را از حكومت شيراز بر كنار كرد و به تبريز فرا خواند و سيد عماد الدين را با فرمان ويژه بهجاى او منصوب كرد . پس از ورود سيد به شيراز آبش خاتون به تحريك و توطئه عليه وى برآمد و سرانجام در شوال آن سال به دست گماشتگان آبش كشته شد و سپس برخى از خويشاوندان او به قتل رسيدند . فرزند سيد كه جان سالم بهدر برده بود به تبريز رفت و ارغون خان را از حوادث شيراز آگاه كرد . ارغون خان آبش خاتون را به تبريز آورد . او در دادگاهى محاكمه و مجرم شناخته شد و به پرداخت پول نقد به خانواده مقتولان محكوم گرديد . آبش خاتون پس از يك سال و چند ماه از بركناريش در سال 685 ق . در تبريز درگذشت . او را به شيوهء مغولان با ظرفهاى طلايى و نقرهاى پر از باده در چرنداب تبريز به خاك سپردند و پس از چندى جنازهاش را به شيراز منتقل كردند و در رباطى كه خود بنا نهاده بود دفن كردند . برخى مدفن او را مدرسه عضديه نيز مىدانند . پس از مرگ ، اموال او را مطابق وصيتش تقسيم كردند : يك بخش به دخترش كردوچين ، يك بخش به شاهزاده الفانچى . يك بخش به مماليك و آزادشدگان و بخش ديگر به طايجو پسر منگوتيمور تعلق گرفت . وى مدرسهاى در كوى طناببافان و رباطى در شيراز بنا كرد كه آرامگاه خانوادگى سلغريان بود . آثار اين رباط اكنون به صورت بناى آجرى مانند و نيمهويرانى در بيرون دروازه قصابخانه شيراز پابرجاست كه معروف به خاتون قيامت است . برخى منابع او را آبش خاتون نيز نوشتهاند . ابلّه « ابلّه » نام بندرى است بسيار قديمى كه از زمان هخامنشيان تا قرنهاى نخستين اسلامى و پيش از آنكه بصره جاى آن را بگيرد مهمترين مركز دريايى ايران در اين منطقه بود . اين بندر در دهانهء خليج فارس و در پيوندگاه رود بهمن اردشير و دريا قرار داشت و كشتيهاى بزرگ در آنجا پهلو مىگرفتند . اين بندر گذشته از اينكه از مراكز مهم بازرگانى دنياى قديم بود . در دوران نخستين اسلامى كه از پايگاههاى معتبر نظامى و درياى ايران نيز بود و به همين علت سپاهيان ايرانى عازم يمن كه در زمان انوشيروان از راه دريا به آن ديار مىرفتند تا حبشيان را از آنجا برانند نخست از تيسفون از راه آبى دجله به ابلّه رفتند تا در آنجا هم