عباس قديانى

488

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

دريايى با كلده پرداخت . عيلام را ويران كرد . چندى بعد بابل را مسخر و ويران نمود . عاقبت دو تن از پسرانش كه بر برادر خود « اسرحدون » حسد مىورزيدند ، او را به قتل رسانيدند . سنباد ، قيام اسپهبد فيروز معروف به سنباد يا سندباد مجوس از مردم نيشابور بود . وى مذهب زرتشتى داشت . ولى با وجود اين نسبت به ابو مسلم خراسانى ارادت مىورزيد . هنگامى كه از قتل ابو مسلم آگاه شد ، گروه انبوهى را گردآورد و با ابو عبد الله كه از سوى منصور خليفه بر رى حكومت مىراند ، به نبرد پرداخت ، او را شكست داد و جمع زيادى از مسلمانان و زنان و فرزندان ايشان را اسير كرد . اين پيروزى موجب افزايش پيروانش گرديد . هنگامى كه خبر قيام سنباد به خليفه رسيد براى دفع وى سپاهى عظيم به رى فرستاد و در اين نبرد نيروى خليفه پيروز شدند و سنباد به طبرستان عزيمت كرد و به اسپهبد آن ديار پناه برد . ولى اسپهبد وى و همراهانش را كشت و سرهاى آنها را نزد خليفه فرستاد . ( 137 ه . ق . ) . سنجر : - سلطان سنجر سندروك ( سنتروك ) پس از مهرداد دوم پادشاه اشكانيان ، مدتى تاج و تخت ايران بىپادشاه ماند تا اينكه در سال 67 ق . م . سردارى به نام « سندروك » برادر فرهاد دوم يا پسر اشك « ديكايس » خود را شاهنشاه خواند . در زمان او تيگران پادشاه ارمنستان دار الملك آذربايجان را منقرض كرده نواحى فرات و دجله را به ياد غارت داد . سنقر بن مودود اولين اتابك از سلسلهء اتابكان فارس برادرزادهء بوزابه كه به فرمان سلطان مسعود سلجوقى كشته شده بود . وى به خونخواهى عمويش در كهگيلويه قيام كرد و بر سپاه ملكشاه بن محمود سلجوقى امير فارس غلبه كرد . و شيراز را گرفت و اتابكان فارس را بنياد نهاد . او در سال 558 فوت نمود . سنگايان - سفكيان از تشكيلات ادارى عصر ساسانى ، به معنى رئيس عمارت خلوت . سواد سواد در لغت به معنى سياهى است و در اصطلاح جغرافيايى روستاها و باغها و كشتزارهايى را گويند كه پيرامون شهرها قرار گرفته‌اند و چون اين كلمه به شهر يا قصبه يا مملكتى اضافه شود مراد از آن همان روستاها و كشتزارهاى پيرامون آن شهر يا قصبه يا مملكت است مانند سواد الكوفه و نظاير اين ، كه در فارسى امروزى معمولا آن را حومه گويند . سوان ( درياچه ) در ماوراء قفقاز در اورارتوى قديم . سوباشى به تركى به معنى سركش و لقبى است كه پادشاه تركستان به سلجوق سرسلسلهء سلجوقيان داده است . سوتر لقب آنتيوخوس اول از سلسله سلوكيان كه به معنى نجات‌دهنده مىبود .