عباس قديانى
478
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
حكومت آن ناحيه منصوب كرد . شصت سال بعد بهرامشاه غزنوى مدعى استقلال شد سنجر او را نيز به اطاعت وادار كرد . در 535 ه . ق . سمرقند بار ديگر سر به طغيان برداشت و سنجر پس از 6 ماه محاصره آن را به تصرف درآورد و نسبت به اهالى رحم و شفقت ورزيد ، ولى در جنگ سختى كه بين سنجر و قراختاييان در درهء ضرغام درگرفت ، سنجر شكست خورد ( و اين نخستين شكست او بود ) . اين شكست يكى از بزرگترين شكستهاى مسلمانان در آسياى مركزى است . تلفات سلجوقيان را 000 ، 100 تن نوشتهاند . نتيجه اين شد كه قراختاييان مرو و نيشابور را مدتى اشغال كردند . دو سال بعد سنجر قدرتى پيدا كرده و به خيوه حمله برد ولى چندان موفقيتى نصيبش نگرديد و صلح كرد . آخرين فتح سنجر غلبه بر علاء الدين جهانسوز غورى ( كه به خراسان حمله كرده بود ) و اسير گرفتن اوست . قراختاييان پس از تأسيس سلطنت به اهالى مقيم آزادى نرساندند و برعكس تركان غز را كه چادرنشين بودند از علفزارهاى خود راندند و غزان از رود سيحون گذشتند . سنجر به آنان اجازه داد تا در حوالى درهء بلخ اقامت كنند و مقرر شد كه اين طايفه سالى 00 ، 400 گوسفند به رسم خراج بدهند ، ولى بر سر تعيين جنس گوسفند درگيرى ايجاد شد و حاكم بلخ هم نتوانست غايله را رفع كند . سنجر پس از وقوف بر اين قضيه در سال 548 ه . ق . با 000 ، 100 سپاهى به قصد سركوبى غزان روانه گرديد . آنان اول مرعوب شده و حاضر گرديدند كه غرامت هم بدهند ، ولى سنجر پيشنهادهاى آنها را رد كرد . غزان نيز دست از جان شسته مبادرت به جنگ كردند ( جنگ قطوان ) و فاتح شدند و سنجر را اسير گرفتند . سنجر مدت 4 سال در زندان غزان بود . در اين مدت ظاهرا احترام او را رعايت مىكردند و در عين حال مراقب بودند كه فرار نكند و معروف است كه روزها او را بر تخت مىنشانيدند و احكام و فرامين را به امضاى او مىرسانيدند و شبها وى را در قفس آهنين مىكردند . عاقبت سنجر در موقعى كه غزان به شكار رفته و او را هم برده بودند تدبيرى انديشيده خود را به جيحون رسانيد . و از آنجا به وسيلهء كشتى گريخت ( 551 ه . ق . ) ولى چون به مرو رسيد ويرانى شهر چنان او را دلشكسته كرد كه ديگر از زندگى بيزار شد و سرانجام در 73 سالگى درگذشت . او را در مقبرهء بزرگى كه خود در موقع حيات ساخته بود دفن كردند . مورخان عموما او را پادشاهى دلاور و مهربان و جوانمرد معرفى كردهاند . نيز - سنجر سلطانشاه [ سلطانشاه ابن ايل ارسلان ] ، متوفى 589 ه . ق . ، پادشاه سلسلهء خوارزمشاهيان پسر ايل ارسلان . در خوارزم به سلطنت نشست ، ولى برادرش علاء الدين تكش مدعى او شد ، و به كمك لشكر قراختاى غلبه يافته خوارزم را بگرفت ، ( 685 ه . ق . ) . سلطانشاه به خراسان رفت ، و سرخس و نيشابور را گرفت ، و با برادر به جنگ پرداخت و سرانجام بين آنها صلح شد . چند سال بعد ، باز تكش درصدد از بين بردن سلطانشاه برآمده ، و بعضى امرا با او همداستان شدند . سلطانشاه چون از اين واقعه آگاه شد از شدت غم و اندوه در رمضان سال 589 ه . ق . وفات يافت . سلطانشاه ابن رضوان آخرين فرمانرواى سلسلهء سلاجقه شام ( 508 - 551 ه . ق . ) ؛ برادر و جانشين آلب ارسلان اخرس . لؤلؤ خادم ، كه عنوان اتابكى آلب ارسلان و سلطانشاه را داشت ، بعد از قتل آلب ارسلان ، بر سلطانشاه تسلط تام