عباس قديانى
458
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
توانست از عهده تسخير سمرقند بربيايند . از اينرو اين تصميم را گرفتند كه هم اطمينان سمرقنديان را جلب كرده باشند و هم اينكه در فصل بهار با فرصت بيشترى كار سمرقنديان را فيصله دهند . عكس العمل سربداران سمرقند در مقابل حيله امير حسين و امير تيمور ، با صداقت همراه بود . آنها اعمال حيلهگرانه امير حسين را باور كردند و از رسيدن تحف و فرمان حكومت وبرليغ و معافيت ماليات شادمان شدند و بيشتر به قدرت جمعى خود پى بردند و « در آن معامله از خود حسابها گرفته و سر به عيوق » انداختند . همين مسئله را بايستى يكى از عوامل شكست سربداران به حساب آورد . آنان بهجاى تأمل و تفكر در مسائل سياسى و اعمال امير حسين و امير تيمور با صداقت تمام جواب نامه آنها را دادند و يك عده را با تحف و هدايا به نزد تيمور فرستادند . تيمور نيز براى جلب اعتماد بيشتر آنها ، در آن زمستان چند بار امرايى را به نزد آنها فرستاد تا سربداران بيشتر تسلى ببيند و به خواب خرگوشى فرو روند و خوف و حجار از ميان برخيزد . حكومت مستقل سربداران سمرقند حدود شش ، هفت ماه طول كشيد ( از پاييز سال 766 ه . ق . تا بهار سال 767 ه . ق . ) . تدارك لشكر از سوى امير حسين و امير تيمور مىرساند كه آنها تا چه مايه از سربداران سمرقند ترسيده بودند . امير حسين در بهار سال 767 ه . ق . لشكرهاى بلخ ، بدخشان ، قندوز ، قتلان و حصار شادمان ، اندخوى و شبلغان را جمع كرد و متوجه سمرقند شد . سربداران سمرقند با حيله و نيرنگ تاتاران قتل عام شدند ؛ جز مولانازاده سمرقندى كه با شفاعت امير تيمور از مرگ نجات يافت و ليكن از سرنوشت بعدى او خبرى به دست نيامد . سربداران كرمان اسد بن طغانشاه خراسانى رهبر قيام مردى متقى و ديندار و پرهيزگار بود و در امر به معروف و نهى از منكر به غايت سعى و كوشش مىكرد . همين تقوى و پرهيزگارى و فتوت اسد بود كه باعث شد شاه شجاع حكومت كرمان را در اختيار او قرار دهد . عوامل چندى باعث شد كه اسد در كرمان قيام كند و خود را سربدار بنامد . اين عوامل عبارتند از : 1 . دخالتهاى مخدومشاه مادر شاه شجاع در امر حكومت كرمان و آشفتگى در كار حكومت . 2 . ميل كشيدن شاه شجاع به چشم امير غياث الدين محمود كه از نزديكان پهلوان اسد بود . 3 . تحريك امير سيورغتمش اوغانى ، برادر زن شاه شجاع و شاه يحيى اسد عليه شاه شجاع . اينها عواملى است كه براى طغيان اسد خراسانى عليه شاه شجاع برشمردهاند . يكى از مهمترين علل طغيان اسد را بايد در وضع نابسامان كرمان و وضع رقتبار مردم آنجا جستجو كرد . چنان كه گذشت وضع مردم كرمان به دليل جنگها و اختلافات خانگى بر سر قدرت در بين سران ، بسيار اسفناك شده بود به طورى كه خود شاه شجاع نيز بارها به وضع هلاكتبار مردم كرمان اشاره كرده بود . ظلم و ستم بر مردم همهجانبه بود ؛ خاصه وقايع بعدى نشان داد كه اين ظلم و ستم در تمام سطوح ( سياسى ، اجتماعى و اقتصادى ) از سوى حكام و صاحبان قدرت ( صاحبان اقطاع و خدم و حشم ) اعمال مىشده است . همين عامل باعث شد كه مردم ، خصوصا جوانان وفادار و مظلومان شهر دل به قيام اسد