عباس قديانى

453

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

تشكيل شده : بخش اول مشتمل است بر روايات ارمنى ؛ بخش دوم حاوى فهرست اسامى پادشاهان ارمنستان و ايران و يونان ؛ بخش سوم شامل اطلاعاتى دربارهء سلطنت خسرو پرويز و جانشينان او مىباشد . عده‌اى تنها يك بخش از اين كتاب را مربوط به سبؤس مىدانند و نيز در كتاب وى شرح جنگها و شرايط عهدنامه‌ها آمده است . سپانلو نام قبيله‌اى است از طايفهء قاجار كه به استرآباد كوچ داده شده‌اند . سپاهبذ سردار بزرگ لشكر كه به اين اسم موسوم بود مخفف اسپهبد اسپاهبد ، سپهبد . سپنتا ارمايتى به معنى بذل كريمانه ، در دين زرتشت . سپهدار تنكابنى محمد ولى خان تنكابنى ، از مشاهير رجال عهد مشروطيت ، و يكى از دو فاتح معروف تهران در آخر استبداد صغير . سپهر ميرزا تقى خان ملقب به سپهر از مورخان و تذكره‌نويسان عصر قاجار نويسندهء ناسخ التواريخ . سپهر در دربار ناصر الدين شاه به شغل استيفاء مشغول بود و ناسخ التواريخ را كه مجموعا پانزده جلد مىشود ، تا جلد يازدهم نوشت و بقيهء مجلدات اين تاريخ را عباس قلى خان سپهر كه در دربار ناصر الدين شاه مقرب بود به رشتهء تحرير درآورد . سپهسالار - اسفهسالار عنوان سردار و سالار سپاه در دورهء عباسيان و امرا و سلاطين مستقل ايران ، كه در عهد ناصرى و اوايل مشروطيت به صورت سپهسالار اعظم درآمده است . اين عنوان به صورت اسفهسالار در نزد خلفاى عباسى بغداد و خلفاى فاطمى در جزو مناصب مهم بوده و نزد ايوبيان و مماليك تا حدود قرن نهم ه . ق . نيز متداول بوده است . در عهد سامانيان عنوان سپهسالار اختصاصى به فرمانرواى خراسان داشته و در عزل و نصب وزراى سامانيان نيز گاه مداخله مىكرده است . در عهد قاجاريه خاصه در عهد ناصرى ، عنوان سپهسالار اعظم معادل وزارت اعظم عساكر منصورهء نظام و غير نظام بوده است . سپيد جامگان : - المقنع ستار خان سردار ملى از اهالى ارسباران ساكن تبريز ، پسر حاج حسن قراجه داغى ، شخص اول از دو مدافع مشهور تبريز ( باقر خان ) در مقابل قشون عظيم محمد عليشاه قاجار پس از توپ بستن مجلس شوراى ملى و تعطيلى آن ، سلطان عبد المجيد ميرزا عين الدوله از طرف محمد عليشاه براى طرد و دستگير كردن مشروطه‌طلبان تبريز به آذربايجان مأمور گرديد و اول كسى كه در تبريز بناى مقاومت را گذارد و مردم را تحريك بر ضد اردوى دولتى كرد ستار خان بود . تقريبا يك سال در تبريز به همراه ساير مجاهدين و باقر خان با قواى منظم دولت زد و خورد كرد و نگذاشت شهر تبريز به دست طرفداران محمد عليشاه بيفتد .