عباس قديانى

444

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

تيسفون ( 226 ) ، شاهنشاهى ساسانى را بنيان گذاشت . وى سيستان ، گرگان ، خراسان ، مرو ، بلخ ، و خوارزم را گرفت ؛ شاهان كوشان ، توران ، و مكران را مطيع خود ساخت . سپس متوجه آسياى غربى شد ؛ ارمنستان را مورد حمله قرار داد ، و به قسمتى از بين النهرين كه در دست روميان بود لشكر فرستاد ، و جنگهاى ايران و روم ، كه از دورهء اشكانيان شروع شده بود ، در زمان او از نو آغاز گشت . اردشير اجزاى پراكندهء كشور اشكانى را به واحدى مستحكم مبدل كرد ، و حتى بعضى از نواحى شرقى را كه از اشكانيان فرمان نمىبردند به اطاعت درآورد ، و آيين زردشتى را دين رسمى كشور قرار داد . تشكيلاتى كه در سياست و دين پديد آورد قريب 400 سال دوام يافت . در شهرسازى نيز فعاليت داشت . جانشينش ، شاپور اول ، ارمنستان را كه شورش كرده بود مطيع ساخت ، به بين النهرين و نصيبين و انطاكيه تاخت ، با روميان چندين بار جنگيد ، و در يكى از اين جنگها والريانس ، امپراتور روم ، را اسير كرد ( 260 ) . سالهاى آخر عمر را صرف آبادانى مملكت نمود . مانى در زمان او ظهور كرد . پس از شاپور ، هرمز اول و سپس بهرام اول سلطنت كرد ( مانى در زمان اين پادشاه به قتل رسيد ) . بعد از او پسرش بهرام دوم به پادشاهى نشست . وى به مشرق ايران لشكر كشيد ، و سكاها را مطيع ساخت . در زمان او ، امپراتور كاروس به قصد گرفتن انتقام شكست والريانس به بين النهرين لشكر كشيد ، و روميان تا تيسفون پيش آمدند ، اما با مرگ ناگهان كاروس ( 283 ) ، روميان ناچار عقب‌نشينى كردند ، و بهرام با ديوكلسين صلح كرد . بعد از بهرام دوم ، بهرام سوم ، و سپس نرسى ، سلطنت كردند . نرسى ارمنستان را اشغال كرد ، و امپراتور گالريوس را شكست داد ( 296 ) ، اما سال بعد ايرانيان در ارمنستان از روميان شكست خوردند ( 297 ) ، و ايالات غربى دجله ، و نيز قسمتى از ارمنستان و ايبريا ( گرجستان ) به دست روميان افتاد . دوران كوتاه سلطنت هرمز دوم به اصلاحات اجتماعى و دادگسترى گذشت . پس از سلطنت كوتاه آذرنرسى ، بزرگان ايران شاپور ذوالاكتاف را كه هنوز در شكم مادر بود ، به سلطنت برداشتند . در زمان شاپور اعراب بحرين و بين النهرين به ايران تاختند ، و تيسفون را غارت كردند ، و اين امر سبب لشكركشى شاپور به عربستان و مقهور كردن اعراب گرديد . در دورهء او ، قسطنطين اول امپراتور روم ، به مسيحيت گرويد ، و اين امر مشكلات تازه‌اى در روابط ايران و روم پديد آورد . مسيحيان ايران ، كه مخصوصا در نواحى سرحد روم فراوان بودند ، هواخواه دولت مقتدر همكيش خود ، يعنى دولت روم شدند ، و در مقابل مقامات ايرانى به گردنكشى پرداختند . بدين‌گونه ، تعقيب و آزار مسيحيان در ايران آغاز شد ( 339 ) و تا فوت شاپور ادامه يافت . در زمان شاپور ، ايران به اوج قدرت رسيد . اما جانشينانش ، اردشير دوم ، شاپور سوم ، و بهرام چهارم شاهان توانايى نبودند . در زمان شاپور ، ارمنستان طبق عهدنامهء صلح مورخ 384 ، ميان روم و ايران قسمت شد . در سلطنت يزدگرد اول آتش جنگ ميان ايران و روم ، موقتا خاموش شد ، و مسيحيان قلمرو ايران تا حدى آزادى دينى يافتند ( 409 ) ، اما اين آزادى ، به سبب فتنه‌انگيزى مسيحيان ، ديرى نپاييد . در زمان پسر و جانشينش ، بهرام گور ، جنگ با روميان از نو آغاز شد . هپتاليان ( هياطله ) از جانب شمال بناى تاخت‌وتاز به مرزهاى ايران گذاشتند ؛ بهرام از جيحون گذشت و آنها را به‌جاى خود نشاند . جانشينش ، يزدگرد دوم ، با روميان صلح كرد ( 440 ) . در زمان او تاخت‌وتاز و جنگ با هپتاليان همچنان ادامه يافت . وى كوشيد تا آيين زرتشتى را جبرا در ارمنستان رواج دهد ( 455 - 456 ) ، و آزار و