عباس قديانى
422
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
زردشتى دين زردشتى به وسيلهء زردشت تأسيس گرديد ، و مدتى دين رسمى ايران باستان بود و امروز در حدود ايران ، بمبئى هند و شهرهاى مجاور آن پيرو دارد . كتاب مقدس آن اوستاست . در نظر زردشتيان ، نيكى از بدى جداست ، و ممكن است يكى از ديگرى پديد آيد ؛ انكار مبدأ جداگانهاى براى شر به منزلهء انتساب شر است به خدا ( اهورامزدا ) و چون شر را نمىتوان به خدا منسوب داشت پس شر بايد خود اصلى مستقل داشته باشد . دنيا پهنهء پيكار بين نيكى و بدى است و اين پيكار بين نيكوبد تنها در جهان خارج نيست ؛ در دل آدمى و در حيات بعد از مرگ نيز دوام دارد . انسان كه بايد در اين جهان با هرچه شر و اهريمنى است پيكار كند ، حربهاش راستى است . در هرحال ، با آنكه ديانت زردشتى جنبهء ثنويت دارد ، بين طرفين اين ثنويت تعادل نيست . يك طرف اهورمزداست كه سپنتامينو در كنار اوست ، و در طرف ديگر جز اهريمن كسى نيست . البته اهريمن در مقابل سپنتامينو است ؛ در اين صورت ، چيزى در مقابل اهورمزدا نيست ، و بدينگونه ثنويت زردشتى تعادلى ندارد و از همان اول قهر و غلبه قوهء خير مسلم است و از همينروست كه تمايلات يكتاپرستى زروانى در آن تأثير كرده است و بعضى از محققان آن را اصلا نوعى ديانت يكتاپرستى دانستهاند . به هرحال در اين آيين ، اهورمزدا خداى بزرگ است . هفت امشاسپند و گروه بسيار از ايزدان مجرى ارادهء اويند . اهريمن روان خبيث و اصل شر است و گروهى از ديوان يار اويند . سه ركن مهم دين زردشت پندار نيك ، كردار نيك ، و گفتار نيك است . اعتقاد به جهان ديگر و صراط و ميزان و داورى و بهشت و دوزخ آيين آشكار است . پيروزى از آن راستى است و انسان بايد در راه اين پيروزى بكوشد . دين زردشت ظاهرا در شمال شرقى ايران آغاز شد ، و سپس در دورهء هخامنشيان ( قرن 6 - 4 ق . م . ) به جانب جنوب و مغرب گسترش يافت ، اگرچه كاملا مسلم نيست كه داريوش اول و جانشينشن خشايارشاى اول كه اهورمزدا را ستايش مىكردهاند ، از پيروان دين زردشت بوده باشند ، به هرحال از عهد سلطنت اردشير اول ( درازدست ) هخامنشى ( 464 - 424 ق . م . ) تا فتح ايران به دست اسكندر مقدونى ( 331 ق . م . ) دين زردشتى دين رسمى شاهان هخامنشى بود . پس از غلبهء يونانيان ، دين زردشتى نيز مورد هجوم عناصر يونانى و سامى قرار گرفت . اشكانيان ، كه حدود 250 ق . م . - 226 ب . م . سلطنت كردند توجهى به دين زردشتى نداشتند ، اما در اواخر عهد اشكانى دين زردشتى رونقى يافت و گويند بلاش اول امر به جمعآورى و تدوين اوستا داد . با ظهور سلسلهء ساسانى ( 226 ) ، آيين زردشت دين رسمى امپراتورى ايران شد . در اين دوره دين زردشتى با مسيحيت و با آيين مانى در جنگ بود . در آغاز قرن 6 م . مزدك آيينى تازه و اشتراكى آورد كه مورد حمايت قباد اول ساسانى قرار گرفت ، ولى پسرش ، خسرو انوشيروان ( سلطنتش 531 - 579 ) ، مزدكيه را برانداخت ، آيين پيشين را مستقر نمود و اوستا را جمعآورى كرد . پس از وى سلسلهء ساسانى رو به افول گذاشت تا در 641 به دست مسلمانان برافتاد و مردم ايران با آغوش باز به اسلام گرويدند . معذلك ، در بعضى نواحى جمعى به پيروى از آيين زردشتيان باقى ماندند . گروههايى از زردشتيان نيز به هند مهاجرت نمودند ، و عنوان پارسى يافتند . از قرن 11 م . به بعد فرمانروايان تركنژاد غزنوى ، غورى ، و سلجوقى در ايران حكومت كردند ، و با تعصبى كه در تسنن داشتند بر ضد مذاهب شيعه و زردشتى اقدام نمودند .