عباس قديانى
420
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
نمونهاى از كتيبه شاه هخامنشى ( داريوش اول ) به سه زبان : پارسى باستانى ، عيلامى و بابلى . از سنگ توزين كه در موزهء ارميتاثر محفوظ است . سانسكريت شباهت تام دارد و كتيبههاى هخامنشيان و برخى ظروف و مهرها بدين زبان و به خط ميخى هخامنشى نوشته شده است . زبان پهلوى زبانى بود كه شاهان در مجالس خود به آن سخن مىگفتند . اين زبان به فهله يا پهله منسوب است و اين نام بر پنج شهر اصفهان ، رى ، همدان ، ماه نهاوند و آذربايجان اطلاق مىشود . زبان سومرى زبانى است مستقل كه در هزارهء سوم پيش از ميلاد مسيح در سومر ، جنوب عراق امروزى رواج داشته و به خط ميخى نوشته مىشده است . زبان عيلانى زبانى مستقل بود كه در عيلام رايج بوده است . آثار به دست آمده از آن به خط ميخى - كه از خط ميخى سومرى اقتباس شده بود - نوشته شده است . آثار عيلامى از سه دوره است : 1 - از ميانهء هزارهء سوم پيش از ميلاد مسيح . 2 - از سدهء شانزدهم تا سدهء هشتم پيش از ميلاد مسيح . زبانى كه در اين آثار به كار رفته عيلامى باستان ناميده مىشود . 3 - از دورهء هخامنشيان ، از سدهء ششم تا سدهء چهارم پيش از ميلاد مسيح ، زبانى كه در اين آثار به كار رفته عيلامى نو ناميده مىشود . غالب كتيبههاى پادشاهان هخامنشى ، از جمله كتيبهء داريوش بر كوه بيستون به سه زبان : فارسى باستان ، اكدى و عيلامى نوشته شدهاند . زبدة التواريخ زبدة التواريخ بايسنقرى يا تاريخ حافظ ابرو . كتابى در تاريخ عمومى ، به فارسى ، تأليف حافظ ابرو ، از مورخين عصر شاهرخ تيمورى . كتاب را حافظ ابرو بايسنقر تيمور در حدود سال 830 ه . ق . به پايان رساند . وى وقايع عالم را از خلقت تا بعثت پيامبر و تاريخ اسلام را تا سال 829 ه . ق . به رشتهء تأليف درآورده است . كتاب در واقع تاريخ عمومى نسبتا مفصلى است در 4 مجلد كه جلد چهارم آن در باب تاريخ سلطنت تيموريان كه قسمتى از مطالب آن ، مخصوصا آنچه راجع به احوال عصر تيمورى است بر