عباس قديانى

366

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

نيز - نظام الملك خواجه يحيى كراوى بعد از قتل خواجه شمس الدين على ، پهلوان يحيى كرابى ( يا كراوى ) به سردارى سربه‌داران نشست ، منابع سخن از رهبرى او در قضاياى ترور خواجه شمس الدين مىگويند و اظهار اطاعت نظاميان از او بعد از اين واقعه و همين‌طور تفويض مقام سپهسالار براى حيدر قصاب از سوى يحيى كرابى به عنوان پاداش قتل خواجه شمس الدين همه نشانگر اسرار پشت پرده است . يحيى نيز مانند اسلاف خويش از نوكران و غلامان وجيه الدين مسعود بود . معلوم مىشود طرفداران وجيه الدين به دور او جمع شدند ، اما يحيى بر خلاف وجيه الدين پيشرفت كار خود را در حمايت از شيخيان قرار داد و از طرفى در گسترش خوان اخوت همت گماشت و از جانبدارى نظاميان نيز غفلت نكرد . با اقدامات يحيى سربه‌داران در برابر بازماندگان مغول از نو قدرت حاصل كردند ، طغاى تيمور خان كه در اين زمان پادشاه « تاتار » و « تركان » به شمار مىآمد براى از ميان بردن قدرت سربه‌داران دست به كار شد و براى اين منظور خواستار برقرارى صلح و امضاى پيمان مودت بين دولت خويش با دولت سربه‌داران گرديد و سران آنان را به اردو دعوت كرد . وى قصد غافلگير كردن آنان را داشت اما خود غافلگير شد و در سر سفره ميهمانى طغاى تيمور خان به دست يحيى كرابى به قتل رسيد . ساير رجال و شخصيتهاى آنان نيز به دست همراهان يحيى به همان سرنوشت دچار گشتند و غنايم فراوان به دست آنان رسيد . اين پيشامد تاريخى به نام يحيى كرابى در تاريخ ثبت گشت و آرزوى ايرانيان به دست سربه‌داران عملى گرديد ( 16 ذيقعده سال 754 ) . اين امر سبب شد كه سرتاسر متصرفات طغا تيموريان در خراسان به دست سربداران بيفتد و چند سالى در اختيار آنان بود . اما دولت يحيى نيز ديرى نپاييد و پس از چهار سال و هشت ماه به دست برادر زنش به قتل رسيد . بعد از اين واقعه از طرف حيدر قصاب ، ظهير الدين كرابى به‌جاى او نشست اما بعد از چهل روز حيدر قصاب او را معزول كرد و خود زمام امور را به دست گرفت . خوارج در زمان خلافت مهدى يعنى در سال 160 ه . ق . از فرقهء خوارج كه در كرمان و سيستان و خراسان و دو طرف درياى عمان فراوان بودند ، شخصى از اعراب مهاجر قبيلهء بنى ثقيف به نام « يوسف البرم » در قسمت شرقى خراسان يعنى در حدود « مرورود » و طالقان و جوزجانان به ادعاى امامت قيام كرد و حكومت شهر پوشنگ را كه با مصعب جد طاهر ذو اليمينين بود از او گرفت و بر كليهء ناحيهء شرق خراسان استيلا يافت . جمعى ديگر از خوارج در عهد هارون به رياست « حمزهء خارجى » در سيستان و خراسان و قهستان و مكران دولت معتبرى تشكيل دادند و حمزه لقب امير المؤمنين اختيار كرد . هارون بيشتر به خيال دفع حمزه عازم خراسان گرديد ، ولى چون در همين سفر مرد ، حمزه به همان قدرت سابق باقى ماند و با آل طاهر كه تازه بر روى كار آمده و خراسان و سيستان را تحت حكومت خود درآورده بودند ، به زد و خورد پرداخت ؛ گاهى غالب و زمانى مغلوب بود تا آنكه به دست طلحه پسر و جانشين طاهر ذو اليمينين مغلوب شد و در سال 213 ه . ق . فوت كرد ولى خوارج از ميان نرفتند و پيوسته با آل طاهر در نزاع بودند تا سال 233 كه امامت ايشان نصيب عمّار خارجى شده و اين