عباس قديانى

362

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

همه بزرگتر است . خليفة الخلفا صوفيان در دوره صفويه از ساير طوائف قزلباش به شاه نزديكتر و نسبت به او فداكارتر و مطيع‌تر بودند . رئيس صوفيان هر يك از طوائف قزلباش را خليفه ، و رئيس همهء صوفيان را خليفة الخلفا مىگفتند . اين مقام تا زمان شاه عباس اول از مقامات بزرگ بود ؛ زيرا خليفة الخلفا از نظر صوفيان نايب مرشد كامل ، يا پادشاه صفوى محسوب مىشد و همگى اطاعت احكام او را مانند احكام شاه ، لازم و واجب مىدانستند . خليل تركمان متوفى 883 ه . ق . از فرمانروايان سلسلهء امراى آق‌قويونلو ، پسر و جانشين اوزون حسن . وى در زمان پدر حكومت شيراز داشت ، و بعد از وفات او به تبريز آمده به امارت نشست . ليكن امارت او 6 ماه بيش نپاييد و برادرش يعقوب بيگ تركمان با او به مخالفت برخاست . و از دياربكر به قصد مبارزهء با او عازم تبريز شد . در نزديك خوى بين دو برادر جنگ روى داد ، و سلطان خليل مقتول شد و امارت سلسلهء آق‌قويونلو به يعقوب بيگ رسيد . خليل دهليل ( Khelil Dehlil ) مكان تاريخى در كردستان كه در آن دمورگان سه گور كشف كرد كه در يكى از آنان ميلهاى برنزى شبيه به ميلهاى برنزى زيويه بود . خليل ملكى تبريزى خليل ملكى ، براى نخستين‌بار در اوان جوانى و در اواخر حكومت رضا خان ، پس از آشنايى با محافل روشنفكرانهء چپ ، جذب تشكيلات كمونيستى مىشود و در سال 1316 پس از يورش رضا خان به تشكيلات كمونيستها ، بازداشت و زندانى مىشود و پس از آزادى در كنار « گروه 53 نفر » اعتبار و منزلت سياسى مىيابد . خليل ملكى پس از سقوط رضا خان و تأسيس حزب توده ، فعاليت خود را در حزب توده از سر مىگيرد و در اولين كنگرهء حزب به مقام عضو ارشد هيئت اجراييه انتخاب مىشود و در سال 1325 بنا به دعوت حزب كارگر انگلستان راهى آن كشور مىشود . به دنبال شكست فرقهء دمكرات آذربايجان در سال 1325 اعتراضات ملكى نسبت به عملكرد فرقه و مشى نادرست شوروى در ايران بلند مىشود و در اوايل سال 1326 اختلافات داخلى در رهبرى حزب بالا مىگيرد . سرانجام هستهء رهبرى مخالفان كه اعضاى اصلى آن عبارت بودند از : « خليل ملكى ، انور خامه‌اى و جلال آل احمد » به بهانهء فقدان استقلال در حزب و تحت عنوان « اصطلاح‌طلبان » در بهمن ماه 1326 دست به انشعاب مىزنند . جدا شدن گروه ملكى از حزب توده نه تنها نقش سازنده‌اى در جنبش ايفا نكرد ، بلكه برعكس ثمره و ماهيت اين انشعاب گرايش به راست بود ، نه گرايش به سمت مبارزه و تكامل بخشيدن مبارزات مردم ايران . در نتيجه ملكى پس از انشعاب به تدريج از ماركسيسم روى برتافت و به دشمن شماره يك شوروى و حزب توده مبدل گرديد . مجلهء « علم و زندگى » و مجلهء « كار و انديشه » مؤيد و منعكس‌كنندهء فعاليت فكرى ملكى در همين راستاست . سرانجام خليل ملكى در سال 1329 به حزب آمريكايى دكتر مظفر بقايى موسوم به « حزب زحمتكشان » مىپيوندند . « گروه ملكى » پس از دو سال