عباس قديانى
339
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
شيرين كه به حوش كورى ناميده مىشود و در عداد يكى از قصور سلطنتى و بزرگان عصر ساسانى به شمار آمده است . حيات القلوب كتابى به فارسى ، از تأليفات ملا محمد باقر مجلسى ، فقيه و محدث معروف دورهء صفوى . اين كتاب شامل سه جلد است . جلد اول در تاريخ انبيا و احوال پادشاهان معاصر آنها ، جلد دوم احوال پيامبر اسلام ( ص ) و جلد سوم در امامت و احوال ائمه اطهار عليه السلام . حيدر سربدارى پهلوان حيدر معروف به حيدر قصاب . متوفى 761 ه . ق . از امراى سلسلهء سربداران ، وى بعد از عزل خواجه ظهير الدين كرابى به امارت سربداران نشست . اما حكومت او چهار ماه بيش طول نكشيد ، و يكى از غلامان پهلوان حسن دامغانى او را به قتل آورد و لطف الله سربدارى بهجاى او نشست . حيدر عمواغلى معروف به حيدر خان چراغ برقى . از مجاهدين و آزاديخواهان معروف در آغاز انقلاب مشروطيت . از اهل باكو و نام اصلى وى « تارى ورديوف » بود . حيدر قصاب حيدر قصاب قاتل خواجه شمس الدين على و سپهسالار يحيى كرّابى كه در زمان قتل يحيى در استرآباد مأموريت داشت ، پس از آگاهى از جريان واقعه به سبزوار آمد ، دستاندركاران در ماجراى قتل از ترس او به قلعهء شغان پناهنده شدند . حيدر قصاب نخست آن قلعه را به آتش كشيد ؛ پس خواجه ظهير الدين كرّابى را به زمامدارى منصوب نمود تا به نام او قدرت خود را استحكام بخشد زيرا باوجود امير لطف الله بن مسعود و اتابك او خود نصر الله و خواجه ظهير الدين خواهرزاده يحيى كرابى وى مستحق زمامدارى نبود و بسيارى از مردم سبزوار خواهان زمامدارى لطف الله به سرپرستى خواجه نصر الله بودند و در قلعه اسفراين به دور او گرد مىآمدند . حيدر قصاب نخست قصد از ميان بردن مخالفان داخلى را داشت ؛ اما در جريان امر به دست سپهسالار خود « حسن دامغانى » به قتل رسيد و سر او را به سبزوار فرستادند تا از دروازه شهر بياويزند و همه مردم از ماجراى او باخبر باشند . از قرار معلوم حسن دامغانى از مريدان خواجه شمس الدين على عامل اين امر بوده است . مدت زمامدارى او چهار ماه بود و قتل او در ربيع الاخر سال 761 به وقوع پيوست . حيدرى نام دستهاى در مقابل دستهء نعمتى ، كه با دستهء اخير در عهد صفويه و قاجاريه در اكثر شهرهاى ايران رقابت و نزاع مستمر و شديد داشتهاند . منشأ منازعات دائم و مستمر اين دو فرقه به درستى روشن نيست . و ظاهرا از عصبيتها و رقابتهاى ديرين دستههاى عياران و جوانمردان و بعدها لوطىهاى محلات بايد ريشه گرفته باشد . دستهء حيدرى بنابر مشهور منسوب است به قطب الدين حيدر ، از مشايخ صفويه ، و دستهء نعمتى انتساب به شاه نعمت الله ولى دارد . هرچند دستهء حيدريان در زمان دولتشاه سمرقندى و بلكه در زمان حمد الله مستوفى و در عهد ابن بطوطه وجود داشتهاند ، شروع منازعات مستمر و مداوم بين آن دسته با دستهء نعمتى ظاهرا در اوايل عهد صفويه بوده است ، چنان كه