عباس قديانى

316

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

حزب مليون به رهبرى دكتر منوچهر اقبال در زمستان 1337 هجرى شمسى ظهور كرد . دكتر اقبال با اينكه در آغاز نخست‌وزيرى خود در سال 1336 در مجلس گفت كه قصد تشكيل حزب را ندارد ولى چون سردار فاخر حكمت رئيس مجلس شوراى ملى با تمارض حاضر به تشكيل اين حزب نشد خود حاضر شد كه رهبرى حزب را به‌جاى سردار فاخر قبول كند . حزب مليون به‌منزله يك حزب دولتى به تشويق شاه و كمك و مساعدت نخست‌وزير وقت در مقام رهبر حزب و دبيركل ظاهر شد . اوج فعاليت حزب مليون نقطهء فرود آن نيز بود . هفتم شهريور 1339 اقبال به دنبال اظهارات شاه مبنى بر نارضايتى از انتخابات استعفانامه خود را در اختيار مطبوعات قرار داد و بدين ترتيب در شهريور 1339 حزب مليون عملا از صحنهء سياسى دور شد . حزب دموكرات حزبى كه مؤسس آن قوام السلطنه بود كه پس از تشكيل و تثبيت حزب ، اقدامات خود را براى قلع و قمع رقبا آغاز كرد . عمده رقيب اين حزب ، حزب توده بود كه روز 14 مرداد 1325 بين طرفداران دو حزب زد و خورد شديدى درگرفت كه متعاقب آن جنگ قلمى روزنامه‌هاى اين دو حزب شروع شد . اشخاصى نظير ملك الشعراء بهار ، تقىزاده ، فرخ ، وحيد الملك ، مساوات ميرزا احمدى عمارلو در حزب دمكرات عضويت داشتند . حزب رستاخيز دستور تأسيس حزب رستاخيز به وسيلهء محمد رضا پهلوى در يازدهم اسفند 1353 صادر گرديد . اعتقاد به نظام شاهنشاهى و اجراى اصول انقلاب شاه و ملت از اهداف حزب رستاخيز بود و در اين حزب كنگره بالاترين ركن بود و با شركت نمايندگان شوراهاى حزب ، كميته ملى و نمايندگان مجلسين تشكيل و خط مشى حزب را تعيين و دبيركل را انتخاب مىكرد . از سالها قبل دو حزب فرمايشى و نمايشى به نامهاى مليون و مردم ، در صحنه سياست ايران و معمولا فقط در موقع انتخاب ظهور داشتند . بعدها جاى حزب مليون را حزب ايران نوين گرفت كه هستهء اوليهء آن همان كانون مترقى بود . شاه گهگاه به نظامهاى تك حزبى حمله مىكرد و وجود احزاب مختلف را دليل وجود آزادى مىشمرد . در اواخر سال 53 شاه بر خلاف حرفهاى گذشته خود يكباره نظام تك‌حزبى را بهتر دانست و دستور داد حزبى واحد تأسيس شود و همه اعضاى دو حزب ايران نوين و مردم و بلكه همه مردم ايران در آن عضو شوند . حزب جديد را « حزب رستاخيز ملت ايران » ناميدند و اساس آن را سه ركن « نظام شاهنشاهى » ، « قانون اساسى » و « انقلاب شاه و مردم » قرار دادند . شاه صراحتا اعلام كرد كه هركس كه نمىخواهد در حزب فراگير رستاخيز ثبت‌نام كند گذرنامه بگيرد و كشور را ترك كند . پس از اعلام تأسيس حزب ، وزيران و وابستگان به دولت و دستگاه با هياهوى زياد به آن پيوستند و همه با ستايش از اين ابتكار جديد به عضويت حزب درآمدند . در سال 54 جمشيد آموزگار در اولين كنگرهء حزب به دبيركلى انتخاب شد . اندكى بعد ، به‌دستور شاه در داخل حزب دو جناح حزبى به نامهاى جناح « ليبرال سازنده » و جناح « ترقىخواه » به‌وجود آمد . مىتوان گفت كه در سالهاى 42 تا 56 بزرگترين هياهوى تبليغاتى و سياسى پيرامون حزب رستاخيز به‌وجود آمد ، اما چون حكومت شاه از پاىبست ويران بود هيچ‌يك از اين