عباس قديانى
312
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
امير محمد بن امير يوسف حسينى شروع كرده ولى چيزى جز مقدمه و قسمتى از آغاز كتاب را ننوشته بود كه اوضاع هرات برآشفت و مير غياث الدين در 927 ه . ق . بهقتل رسيد . پس از چندى خواندمير فرصتى يافت تا تأليف كتاب خود را ادامه دهد . چون خواجه حبيب الله وزير ، او را در نگارش حبيب السير تشويق كرد لذا پس از پايان كتاب به پاس مهربانيها و پشتيبانيهاى اين وزير ، نام كتاب خويش را حبيب السير فى اخبار افراد البشر گذارد . حبيب ايرانى معروف به حبيب عجمى از زاهدان و صوفيان ايرانى ، دوست و شاگرد حسن بصرى . سال فوت او را 116 و 120 هجرى ثبت كردهاند . حتيان قومى باستانى كه پيش از تمدن مردم فينقى در آسياى صغير مملكتى عظيمى داشتهاند . پس از كاوشهايى كه در سوريه و آسياى صغير شد و چندين شهر بزرگ آنان كشف گرديد دانسته شد كه حتىها از اقوام هند و اروپايى بودند . نامهاى خاص و زبان و دين آنان نژاد آنان را ثابت كرده است . قدمت آثار ايشان به سال 2100 پيش از مسيح مىرسد يعنى در همين زمان به آسياى صغير دست يافته ، دولت مقتدرى تشكيل دادند . حجاج در سال 72 هجرى عبد الملك مروان يكى از سرداران سفاك و ستمگر خود را كه در تاريخ اسلام نمونهء كامل بىرحمى و آدمكشى است و نام او حجاج بن يوسف ثقفى است براى دفع عبد الله بن زبير روانهء مكه نمود . حجاج مكه را محاصره كرد و خانهء كعبه را به ضرب سنگهايى كه از منجنيق پرتاب مىشد ويران ساخت و سرانجام عبد الله را در سال 73 هجرى بكشت . در اين هنگام عبد الله زبير 73 سال داشت . سپس حجاج بن يوسف از طرف عبد الملك مأمور حكومت عراقين يعنى عراق عرب و عجم شد . دورهء فرمانروايى حجاج بر عراقين از خونينترين ادوار تسلط عرب بود . فرمانروايى او در آن ناحيه قريب بيست سال به طول انجاميد . حجاج نسبت به شيعيان و خوارج و ايرانيان سختگير بود . مقر حكومت خود را در شهر كوفه قرار داد . تا زمان او عدهء بسيارى از ايرانيان اسلام آورده بودند . چون براثر اسلام آوردن ديگر جزيه نمىپرداختند و در بيت المال نقصانى پيدا شده بود ، از اينرو حجاج بر خلاف دين اسلام فرمان داد كه مسلمانان غير عرب نيز بايد مانند كفار جزيه بپردازند . براثر ستمكاريهاى حجاج ، عبد الرحمن محمد بن اشعث كه از سرداران زير دست او بود ، بر وى قيام كرد و از محل حكومت خود زابل ، روانهء عراق شد ( 81 ه . ) . حجاج با لشكرى شامى به مقابل او شتافت و پس از چند جنگ او را در دير الجماجم در هفت فرسنگى كوفه شكست داد . ابن اشعث به خراسان گريخت و به نزد رتبيل پادشاه كابل پناه برد . رتبيل از بيم حجاج او را تحويل مأموران وى داد . ابن اشعث چون مىدانست او را براى كشته شدن مىبرند ، در بين راه خود را از پشتبامى به زمين انداخت و بكشت . حجاج طرفداران ابن اشعث را كه بيشتر ايرانى بودند به سختى شكنجه كرد و يا كشت و بر آنان كه ببخشود ، بر دست هركدام داغى مىگذاشت و نام شهر آنان را بر دست ايشان با داغ مهر مىكرد و به شهر خود باز مىفرستاد .