عباس قديانى
27
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
معروف سليمان پادشاه محتشم يهود بوده است . نخستين كسى كه در دولت قاجار به اين لقب شناخته شد ( ولى بدان شهرتى نيافت ) ميرزا شفيع مازندرانى ، صدر اعظم فتحعلى شاه ، بود . پس از او اللهيار خان ، پسر بزرگ ميرزا محمد خان بيگلربيگى « دولّوى قاجار » صاحب اين لقب شد . آغاباجى 1248 ق . ملقب به آغا بيگم از زنان شاعر بود . وى دختر ابراهيم خان جوانشير شوشى ، از اهالى قرهباغ بود . در سال 1213 / 1214 ق . به ازدواج فتحعلى شاه قاجار ( 1212 - 1250 ق . ) درآمد ولى تا پايان عمر باكره ماند و سالها در منزل بزرگى در نزديكى امامزاده قاسم زندگى مىكرد . سپس به قم رفت و در آن شهر اقامت نمود و مستمرى او از درآمد آن شهر و توابع تأمين مىگرديد . وى در شهر قم درگذشت . آغابيگم طباطبايى 1323 ق . از زنان فقيه ، محدث ، سخنور ، عابد و زاهد . مقامات علوم اسلامى و ادبيات عرب را از علماى آن زمان فراگرفت . سپس نزد مردان دانشمند خانوادهاش فقه آموخت . زمانى كه به سن رشد رسيد او را به ازدواج سيد على طباطبايى بروجردى درآوردند و از او پسرى آورد به نام سيد حسين ( آيت الله عظمى بروجردى مرجع تقليد عصر ) ( - 1380 ق / 1340 ش . ) . خانواده آغابيگم از خاندانهاى بزرگ علم و فضيلت در بروجرد بود و از ميان آنها مردان و زنان بزرگى برخاستند . آن مرحومه در بروجرد درگذشت و برحسب وصيتش ، پيكرش را به نجف اشرف منتقل كردند و در وادى السلام بهخاك سپردند . آغاجرى نام طايفهاى است كه به صورت آقاجرى هم ضبط شده است ، اين قبيله از تركمانان اغوز ساكن ماوراء النهر بودند كه اصل آنها بنا به نوشتهء رشيد الدين به مغولان مىرسد كه نخست با چند طايفهء ديگر ، به نام آيغور خوانده مىشدند و سپس به سبب اينكه در حدود بيشهها سكونت داشتند « آغاج ايرى » به معنى « مرد بيشه » ناميده شدند . آغاجى 1 - عنوان منصب خاصى در دستگاه سلاطين و امراى ماوراء النهر خراسان كه دارندهء اين منصب كه ظاهرا مخصوص حاجبان بوده و در دوره غزنويان و سلجوقيان و ظاهرا سامانيان وجود داشته است . از نوشتهها چنين برمىآيد كه آغاجى مخصوصا در مواقعى كه امير در خلوت بود و يا كسى را نمىپذيرفته ، واسطه رساندن مطالب و مهمات و نامههاى فورى و مهم به امير يا سلطان بوده است . در دورهء مغول براى متصدى عنوان آغاجى غالبا ( ترخان ) به كار مىرفته است . 2 - ابو الحسن على ابن الياس آغاجى نجارى از شعراى فارسىزبان قرن چهارم ه . از امراى دربار سامانيان آغاز تاريخ تاريخ از زمانى شروع مىشود كه شهادتهاى كتبى ، و تاريخى راجع به وقايع و حوادث آن زمان به دست آمده و اعصارى كه قبل از آن گذشته ازمنهء قبل از تاريخ به شمار مىرود .