عباس قديانى

265

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

بعد از اندكى آرامش ، تيمور آهنگ هند كرد . و از رود سند گذشت ( محرم 801 ) به سوى دهلى تاخت . گفته‌اند كه در نزديكى دهلى ، 000 ، 100 تن اسير هندى را كه در طى راه گرفته بود ، سر بريد ، و در مقابل اين جنايت ، قتل عام دهلى كه چند روز بعد از آن اتفاق افتاد اهميتى نداشت . چندى بعد ، به‌سبب ظهور اغتشاشى به ايران بازگشت ( 802 ه . ق . ) . اما پس از دفع فتنهء آذربايجان به آسياى صغير روى آورده ، و بعد از تصرف سرزمين ارزروم و ارزنجان ، در سيواس 40000 ارمنى را زنده به گور كرد . سپس حلب را فتح نمود ، و دمشق را بعد از فتح ، غارت كرد و آتش زد ( 803 ه . ق . ) . پس از آن ، بغداد را محاصره و فتح كرد ، و اهالى آنجا را به جرم قتل عده‌اى از سردارانش قتل عام نمود ، و هريك از 20000 لشكر خود را مأمور كرد حداقل دو نفر را بكشند و دو سر آدمى از اهل بغداد براى وى بياورند . پس از آن به قراباغ رفت ، و ايلدرم سلطان عثمانى برده او را در جنگ آنقره مغلوب كرد ، و به سبب نامه‌هاى اهانت‌آميزى كه در امتناع از استرداد سلطان احمد ايلكانى و قرايوسف تركمان به وى نوشته بود ، او را اسير كرده در قفسى آهنين زندانى نمود ( 804 ه . ق . ) . ( اين حكايت قفسى آهنين ، كه ابن عربشاه بدان تصريح كرده است ، ادوارد براون آن را بعيد شمرده است ) سال بعد از فتح آسياى صغير ، به ماوراء النهر بازگشت ، و چندى بعد ، به‌قصد جنگ با كفار چين ، از سمرقند بيرون آمد . اما در شهر اترار به سبب افراط در ميگسارى كه منتهى به ترك هر نوع غذايى گشت ، بيمار شد و بعد از يك هفته از شدت تب و امراض مختلف ديگر درگذشت ( 17 شعبان 807 ه . ق . ) ، و روز بعد ، جسد او را به سمرقند برده در آرامگاه او به خاك سپردند . تيمور سراسر عمر خويش را در جنگ به سر برد و در مجموع بيش از 35 مرتبه لشكركشى كرد ، از ديوار چين تا مسكو و از دهلى تا آسياى صغير را به‌تصرف درآورد . در موكب او ، همه‌جا سايهء مرگ و ويرانى بر سرزمينهاى آباد و مردم بىگناه مىافتاد . با بىرحمى و سفاكى ، جهت اجراى خيال جهانگشايى كه در سر داشت ، همه‌جا در سر راه خويش كله مناره‌ها ساخت . تيمور موقر و بااراده و بىرحم و تندخوى بود ، از شوخى اجتناب مىورزيد ، و جز به‌ندرت تبسم نمىكرد . و از دروغ و تملق اظهار بيزارى مىكرد . به اهل علم و هنر غالبا حرمت مىنهاد ، و نسبت به صوفيه اظهار تواضع مىنمود . شقاوت و بىرحمى او ، باوجود تمدن و تدينى كه ادعا داشت ، رويهم رفته حكايت چنگيز را از ياد برد . امراى تيمورى و زمان هريك از آنها ( تواريخ براساس هجرى قمرى است ) 1 - امير صاحبقران تيمور . ( 771 - 807 ) 2 - ميرزا خليل سلطان بن ميرانشاه بن تيمور . ( 807 - 812 ) 3 - ميرزا شاهرخ بن تيمور . ( 807 - 850 ) 4 - ميرزا الغ بيگ بن شاهرخ . ( 850 - 853 ) 5 - ميرزا عبد اللطيف بن الغ بيك . ( 853 - 854 ) 6 - ميرزا عبد الله بن ابراهيم بن شاهرخ . ( 854 - 854 ) 7 - ميرزا بابر بن ميرزا بايسنقر بن شاهرخ . ( 856 - 861 ) 8 - ابو سعيد بن سلطان محمد بن ميرانشاه . ( 855 - 873 ) 9 - سلطان احمد بن ابو سعيد . ( 873 - 899 ) 10 - سلطان محمود بن ابو سعيد . ( 809 - 900 ) 11 - سلطان حسين بن بايقرا . ( 875 - 911 ) تيموريان : - تيمور لنگ