عباس قديانى

217

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

را « پرسيس » و بعدها اعراب « فارس » مىگفتند و در دوران امپراتورى داريوش بزرگ فقط يكى از ايالات ايران بود كه چون مقر خاندان سلطنتى هخامنشى بود شكوهى خاص يافت و نامش شامل سراسر كشور شد . لفظ پرس يا پرش يا پرژيا ( پرشيا ) از يونانيان گرفته شده است . ايشان به خوبى از اين حقيقت آگاه بودند كه پارس همانا نام استانى است كه مركز شاهنشاهى هخامنشى است و جايگاهى است كه پارسيان در سرزمين آريا برگزيده‌اند . پرشيا كلمه پرس يا پرشيا در زمان نسبتا دورى در تاريخ مشرق زمين و فقط با حملهء اقوام آريايى از مراكز عظيم چادرنشينى در خاور و شمال درياى خزر به سوى فلات ايران نمايان مىشود . اين هجوم در اوايل هزارهء اول قبل از ميلاد مسيح آغاز شده است . ظاهرا اين هجوم آرياها به آسياى غرب كه از دشتهاى جنوب روسيه شروع شده دومين هجوم اين قوم است . در اواسط هزاره دوم قبل از ميلاد هجوم ديگرى آغاز شد و در آن هنگام براى نخستين‌بار آخائىها ( يونانيها ) وارد يونان شدند و مردم آريايى در شبه جزيرهء ايتاليا و آسياى صغير پخش گرديدند و امپراتورى هيتى را تشكيل دادند . دستهء ديگر آنها در ميان رؤساى هيكسوس در سوريه و مصر ظاهر شدند . در ابتداى كار كلمهء پارس ( پرشيا ) حاكى از منطقه‌اى در جنوب غرب ايران فعلى بود كه محدود به خليج فارس و شامل مركز امپراتورى بعدى ايران و شهرهاى معروف پازارگاد و پرسپوليس بود . اين سرزمين معروف به « پارسه » بود و يونانيان آن را « پرسيس » و بعدها اعراب « فارس » مىگفتند و در دوران امپراتورى داريوش بزرگ فقط يكى از ايالات ايران بود كه چون مقر خاندان سلطنتى هخامنشى بود شكوهى خاص يافت و نامش شامل سراسر كشور شد . لفظ پرس ، پرش يا پرژيا ( پرشيا ) ( Persia ) از يونانيان گرفته شده است . ايشان به خوبى از اين حقيقت آگاه بودند كه پارس همانا نام استانى است كه مركز شاهنشاهى هخامنشى است و جايگاهى است كه پارسيان در سرزمين آريا برگزيده‌اند . « آريايى » كه تقريبا به معنى « اشراف يا سالار » است گويا نامى بوده است كه بر همهء مردمى كه به لحجه‌ها يا زبانهاى شرقى هند و اروپايى سخن مىگفته‌اند اطلاق مىشده . اين مردم در اواخر هزارهء دوم و اوايل هزارهء اول پيش از ميلاد مهاجرت كردند و سرزمينهاى واقع در ميان گنگ و فرات را جايگاه خويش ساختند . اين مردم چه در هند و چه در سرزمينهاى مغرب آن از تفاوتى كه با مردم بومى اين نواحى كه پيش از ايشان در آنجا مىزيستند داشتند آگاه بودند . پرويز راجى : - راجى پريخان خانم 25 جمادى الآخر 955 - 985 ق . متخلص به حقيقتى از زنان مدبر ، متنفذ و شاعر . وى دختر شاه طهماسب اول صفوى ( 930 - 984 ق . ) و از مادرى چركسى بود . همسرش عبد الله خان و دايى او شمخال خان ( - 985 ق . ) از سرداران نامدار شاه طهماسب و شاه اسماعيل دوم صفوى ( 984 - 985 ق . ) بودند . پريخان خانم نزد پدرش احترام و تقرب خاصى داشت و به همين دليل در آخرين روزهاى زندگى شاه طهماسب نفوذ زيادى در ميان دولتمردان و امراى سپاه قزلباش يافت و كوشيد تا نظر شاه را نسبت به حيدر ميرزا ، برادر دلاور ناتنى خود و جانشين احتمالى