عباس قديانى
206
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
3 - عليمراد خان . ( 1193 ) ( بار اول ) 4 - محمد على خان پسر كريم خان . ( 1193 ) 5 - صادق خان برادر كريم خان . ( 1193 - 1196 ) 6 - عليمراد خان . ( 1196 - 1199 ) ( بار دوم ) 7 - جعفر خان بن صادق خان . ( 1199 - 1202 ) 8 - صيد مراد خان . ( 1202 - 1203 ) 9 - لطفعلى خان بن جعفر خان . ( 1203 - 1209 ) پادشاهان صفوى و ايام هريك از آنها ( تواريخ براساس هجرى قمرى است ) 1 - شاه اسماعيل اول . ( 905 - 930 ) 2 - شاه طهماسب اول ، پسر شاه اسماعيل اول ( 930 - 984 ) 3 - شاه اسماعيل دوم ، پسر شاه طهماسب اول . ( 984 - 985 ) 4 - سلطان محمد خدابنده پسر شاه اسماعيل دوم . ( 985 - 986 ) 5 - شاه عباس اول پسر سلطان محمد خدابنده . ( 986 - 1038 ) 6 - شاه صفى ، پسر صفى ميرزا پسر شاه عباس بزرگ . ( 1038 - 1052 ) 7 - شاه عباس دوم ، پسر شاه صفى . ( 1052 - 1077 ) 8 - شاه سليمان بن شاه عباس دوم . ( 1077 - 1105 ) 9 - شاه سلطان حسين ، پسر شاه سليمان . ( 1105 - 1135 ) 10 - شاه طهماسب دوم ، پسر شاه سلطان حسين . ( 1135 - 1144 ) 11 - شاه عباس سوم ، پسر شاه طهماسب دوم . ( 1144 - 1148 ) پادشاه خاتون حسن شاه ، ملقب به پادشاه خاتون ، متوفى به سال 649 ه . ق . امير ( 649 - 691 ه . ق . ) سلسلهء قراختائيان كرمان ، دختر قطب الدين محمد قراختايى . مادرش قتلغ تركان او را به عقد آباقا خان درآورد ، و بعد از آباقا خان وى به عقد گيخاتو خان درآمد ، و در ايام ايلخانى گيخاتو بر كرمان مسلط گشت ، و برادر خود سيورغتمش را گرفته به قتل رسانيد . اما چون نوبت ايلخانى به بايدو خان رسيد ، زوجهء او شاه عالم ، كه دختر سيورغتمش بود ، او را به دفع پادشاه خاتون واداشت ، و كردوجين زوجهء سيورغتمش به امر بايدو لشكر به كرمان برد و كرمان را محاصره نموده بگرفت . پادشاه خاتون دستگير شده به انتقام خون سيورغتمش به قتل رسيد . پادشاه خاتون ( - 694 ق . ) ملقب به صفوة الدين و مشهور به لاله خاتون از زنان عالم ، فاضل ، شاعر و فرمانروا . پدرش سلطان قطب الدين محمد ( - 655 ق . ) حاكم كرمان و مادرش عصمت الدين قتلغ تركان معروف به تركان خاتون بود . او فضايل و كمالات فراوان داشت . ناصر الدين منشى كرمانى در سمط العلى للحضرة العليا - كه بيست سال پس از مرگ پادشاه خاتون تأليف كرده - وى را زنى « عادله عاقله فاضله كريمه متفضله بلند نهمت و الا همت خوب صورت با طهارت و عفت » توصيف مىكند . پدرش لباس مردانه بر تن او مىكرد و وى را سلطان حسن شاه مىناميد . درباره علت اين كار گفته شده كه چون پادشاهان مغول عادت داشتند دختران زيبا را از گوشه و كنار جمع نموده و به دربار خود مىآوردند و پس از چندى آنها را به امرا و غلامان خويش مىبخشيدند . از اينرو به اين حيله