عباس قديانى

193

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

35 - محمد بن احمد ، طاهر از 622 - 623 ه . ق . 36 - منصور بن محمد مستنصر از 623 - 640 ه . ق . 37 - عبد الله بن منصور ، مستعصم از 640 - 656 ه . ق . اين سلسله به دست هولاكو خان منقرض شد . بنى كاكويه سلسله‌اى از امراى ديالمه منسوب به علاء الدولهء كاكويه ، مشهور به ابو جعفر كاكويه و ابن كاكويه . لفظ كاكويه بدان سبب در حق پدر ابو جعفر استعمال مىشده است كه او برادر ( برادر مادر ؟ ) سيده خاتون مادر مجد الدولهء ديلمى بوده است . فرزندان ابن كاكويه كه در تاريخ ، به بنى كاكويه مشهورند ، در اصفهان و يزد و مخصوصا در همدان و نهاوند و بعضى از بلاد كردستان ، حكومت داشته‌اند ، و حكومت آنها كه از 398 ه . ق . تا 443 ه . ق . طول كشيد به دست سلاجقه منقرض شد و بعضى از امراى اين خاندان در عهد سلاجقهء مطيع دولت آنها بودند . بنى كعب تيره‌اى از اعراب بنى خفاجه بودند كه در ناحيه جنوبى بين النهرين مىزيستند و از آنجا به خوزستان كوچ كردند . اينان در اوايل سلطنت شاه عباس اول از بصره به ايران آمدند و در سواحل جنوبى رودخانهء كارون در خوزستان ساكن شدند . در زمان نادر شاه افشار مورد هجوم سپاهيان نادر قرار گرفته تسليم شدند و از آن زمان رسما به حكومت ايران وابسته گرديدند . بنى مازه : - آل برهان بواتابل ( Boitale ) فرانسوى ، صاحب امتياز احداث خط راه‌آهن تهران - شهر رى . پس از احداث آن خط چون از عهدهء انجام تعهدات خود برنيامد امتياز خود را به يك شركت بلژيكى كه امتياز احداث سرويس واگن شهرى را در تهران داشت واگذار نمود . بوديها يكى از شش قبيلهء ماد . بوذرجمهر : - بزرگمهر بوران 192 - 271 ق . از زنان هوشمند و با تدبير و منجم . وى دختر حسن بن سهل ( - 236 ق . ) وزير معروف مأمون ( 198 - 218 ق . ) خليفه عباسى بود . پس از اينكه مأمون ، فضل بن سهل ( - 202 ق . ) وزير با تدبير خود را كشت براى دلجويى از خانواده وى ، برادرش حسن را به وزارت برگزيد و دختر او ، بوران را به همسرى گرفت . راجع به جشن باشكوه مأمون و بوران داستانهاى زيادى نقل شده كه برخى افسانه‌آميز به نظر مىرسد . به نوشته منابع تاريخى بجز جشن ازدواج هارون الرشيد ( 170 - 193 ق . ) و همسرش زبيده ، تا آن زمان چنان جشنى در ميان اعراب و ايرانيان برپا نشده بود . ازدواج آن دو در سال 202 ق . در فم الصلح بود ، اما زفافشان در رمضان سال 210 ق . واقع شد . درباره هوش و فراست بوران نيز داستانهاى متعددى نوشته شده است از جمله آنكه بوران در مهرش مقرر كرده بود كه چون بر مأمون وارد شود ، وى تمام قد در برابرش بلند شود . مأمون نيز تا زمانى كه حسن بن سهل زنده بود عمل مىكرد . روزى كه حسن درگذشت مأمون خبر مرگ او را از بوران پنهان داشت . چون بوران بر او وارد شد مأمون برنخاست . ناگهان بوران