عباس قديانى

179

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

گرفت . بختيار 18 ساله بود كه پدرش در زندان قصر ، به اتفاق عده‌اى از سران عشاير فارس و بختيارى اعدام شد . بختيار براى ادامه تحصيل به فرانسه رفت و در رشته‌هاى حقوق بين الملل و علوم سياسى دكترى گرفت . در زمان جنگ جهانى دوم به لژيون خارجى فرانسه پيوست و قريب يك سال و نيم با درجهء افسرى در ارتش فرانسه خدمت كرد . در سال 1326 ه . ش . به ايران بازگشت و به استخدام وزارتخانه جديد التأسيس كار درآمد و در اين وزارتخانه تا درجه مدير كلى ارتقاء يافت . در جريان ملى شدن صنعت نفت ، مدير كل اداره كار خوزستان بود و به واسطه خدمات خود در اين سمت ، به تهران احضار و به مقام معاونت وزارت كار منصوب شد . شاپور بختيار ، پس از سقوط حكومت مصدق ، به فعاليت خود در جبهه ملى ادامه داد و در جريان اين فعاليتها چند بار دستگير و زندانى شد . در جريان انقلاب نام او با ارسال نامهء سرگشاده‌اى به شاه بر سر زبانها افتاد و سرانجام بعد از سقوط حكومت ازهارى در شرايطى كه انقلاب به روزهاى اوج و پيروزى خود نزديك شده و كمتر كسى مسئوليت خطير نخست‌وزيرى را به عهده مىگرفت ، پيشنهاد شاه را براى احراز اين مقام پذيرفت و كابينهء خود را در شانزدهم دى ماه 1357 به شاه معرفى كرد . ده روز بعد از معرفى كابينهء بختيار ، يعنى در 26 دى ماه 1357 ، شاه و فرح براى هميشه ايران را ترك گفتند و شمارش معكوس براى سقوط حكومت بختيار ، از فرداى خروج شاه از ايران آغاز شد . تلاش بختيار براى ملاقات با امام خمينى ( ره ) و جلب موافقت ايشان با ابقاى دولت خود تا انجام رفراندوم درباره نظام سياسى آينده مملكت نتيجه‌اى نبخشيد . بختيار با بستن فرودگاه تهران بر روى پروازهاى خارجى درصدد برآمد تا از مراجعت امام ( ره ) به ايران جلوگيرى كند ، ولى اين تدبير نابخردانه بر ناآرامى در كشور افزود و بختيار ناچار حرف خود را پس گرفت و اعلام كرد « آيت الله خمينى هر وقت اراده نمايند مىتوانند به وطن برگردند » . امام خمينى ( ره ) در 12 بهمن ماه 1357 در ميان استقبال عظيم مردم به تهران بازگشتند و در همان روز با انجام يك سخنرانى در بهشت زهرا ، دولت بختيار را غير قانونى اعلام كردند . بختيار بعد از فرار از كاخ نخست‌وزيرى ، در 22 بهمن 1357 ، مدتى متوارى بود تا اينكه سرانجام با قيافهء مبدل از ايران خارج شد و از پاريس سر درآورد . سرانجام آخرين نخست‌وزير شاه در تابستان 1370 در پاريس به قتل رسيد . بختيشوع رئيس بيمارستان جنديشاپور . او در 148 ه . ق . براى معالجه منصور خليفه عباسى به بغداد احضار شد و مورد اعتماد وى واقع گرديد ، و خليفه او را در بغداد نگاه داشت ولى در 152 ه . ق . به جنديشاپور بازگشت . بعد از وى پسرش جبرئيل اين بختيشوع متوفى 212 ه . ق . ، طبيب جعفر برمكى و بعدا هارون الرشيد و مأمون خليفه بود و در زمان مأمون چند بار به زندان افتاد . پس از او نيز خاندان بختيشوع ساليان دراز نسل به نسل در خدمت خلفاى عباسى بودند و مقام مهمى در بين پزشكان بغداد و دربار خليفه داشتند . بدخش لقب حكام ايالات يا استانداران در دورهء اشكانى .