عباس قديانى
148
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
به دست آنها شده اردوى بختيارى از اصفهان عازم فتح تهران شد . بعد از بمباران مجلس ، محمد على شاه اقبال الدولهء كاشى را به حكومت اصفهان فرستاد ، و رفتار او در آن ولايت نيز موجب ناراحتى عامه گشت ، و آقانجفى و برادرش حاج آقا نور الله اصفهانى با او به خصومت برخاستند . چون در اين ميان صمصام السلطنهء بختيارى نيز به فرمان محمد على شاه از ايلخانيگرى بختيارى معزول شد از جريان امور ناراضى گشته ، به تحريك و تشويق برادر كهتر خويش ، سردار اسعد كه در آن ايام در پاريس بود ، عازم قيام بر ضد دولت و حاكم اصفهان گشت . در اين ميان تطاول و تعدى سربازان دولتى اهل بازار را به خروش آورد . مردم در مسجد شاه اجتماع كرده بازارها را بستند ، و از اهل روستاها نيز افرادى به آنها پيوستند ، و اقبال الدوله جهت تهديد مردم توپ به ميدان آورد . بعد از سه روز تعطيل و ازدحام عامه ، ضرغام السلطنهء بختيارى به عزم تسخير شهر آمد ، و بعد از جنگى ، به كمك اهل شهر بر آنجا استيلا يافت . پس از آن صمصام السلطنه به شهر آمد و حاكم و افرادش به كنسولگرى انگليس متحصن شدند ، و بدينگونه انجمن ولايتى در اصفهان تشكيل شد . محمد على شاه فرمانفرما را عنوان حكومت اصفهان داده او را به قلعوقمع شورشيان مأمور كرد و او ، بىآنكه خود جرأت خروج از تهران را داشته باشد ، سردار ظفر بختيارى را با عدهاى بختيارى از طرفداران محمد على شاه بدان سو فرستاد ، و سردار ظفر هم هرگز از قم تجاوز نكرد . صمصام السلطنه در اصفهان بود تا سردار اسعد از اروپا رسيد ، و با اخذ ارتباط با مجاهدين گيلان و تبريز ، بهسوى فتح تهران حركت نمود . انقلاب گيلان نهضت آزاديخواهان گيلان در اواخر عهد استبداد صغير بر ضد محمد على شاه قاجار ، و تصرف دار الحكومهء رشت ، و قتل حاكم مستبد گيلان و جمعى ديگر از مستبدان آن سامان ، كه منتهى به استيلاى مشروطهخواهان بر آن ولايت و عزيمت مجاهدين گيلان از رشت ، به سرپرستى سپهدار تنكابنى و ساير رؤساى مجاهدين گيلان ، به قصد تسخير تهران و پيوستن به قواى مجاهدين بختيارى و سرانجام فتح تهران و اعلان مشروطيت گشت . كميتهء آزاديخواهان گيلان ، بعد از بمباران مجلس به وسيلهء محمد على شاه ، فعاليت نهايى خود را جهت اعادهء مشروطيت ، باوجود شدت و خشونت آقابالا خان سردار افخم ، حاكم گيلان ، همچنان ادامه داد ، و با حزب سوسيال دموكرات باكو و انجمن انقلابى تفليس رابطه يافت ، و بدين سبب تدريجا ، غير از مشروطهطلبان گيلان ، عدهاى فدايى و گرجى و قفقازى نيز به هدايت و دستور آزاديخواهان باكو به آن ولايت رفته ، به همراهى كسانى مانند عبد الحسين خان معز السلطان و يفرم خان ارمنى و ميرزا حسين خان كسمايى به فعاليت پرداختند ، و حيدر خان عمو اغلى و سپس ميرزا كريم خان رشتى ( برادر كهتر معز السلطان ) نيز از قفقاز به جمع آنها پيوستند ، و يك كميتهء سرى به نام كميتهء ستار تشكيل داده اسلحه و مهمات از قبيل بمب و نارنجك نيز پنهانى تهيه نمودند . در 16 محرم 1327 ، مخصوصا به تدبير و تشويق ميرزا كريمخان ، فداييان و اعضاى كميتهء سرى آقابالا خان ، فداييان و اعضاى كميتهء سرى آقا بالا خان حاكم گيلان را در باغ يكى از اعيان شهر غافلگير كرده كشتند ، و پس از توقيف و قتل عدهاى ديگر از مستبدين و تصرف دار الحكومه و خلع سلاح