عباس قديانى

114

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

اشك - ارشك ( Arsace ) اشك اول مؤسس سلسلهء اشكانى در سال 250 ق . م . به مساعدت قبيله چادرنشين « آپارنى » كه شعبه‌اى از قوم « داهى » بوده خود را از تحت حمايت سلوكيان رها ساخت ، گويند در جنگى كه با باختران نمود كشته شد ( 248 ه . م . ) پادشاهان اشكانى به احترام او كلمهء اشك را بر نام خود افزودند . نام اشكانى كه در اصل ارشكانى بوده مأخوذ از اسم ارشك ، سرسلسلهء اين خاندان است . بعد از كشته شدن او جانشينانش نام وى را بر خود نهاده و او را لقب اپيفانس كه به معنى دلبر و نامدار است ملقب ساختند . اشكانيان ( 250 ق . م . 224 م . ) اشكانيان كه از قوم پارت بودند از ايالت پارتيا كه مشتمل بر خراسان فعلى بود برخاستند . نام سرزمين پارت در كتيبه‌هاى داريوش « پرثوه » آمده است . چون پارتيان از اهل ايالت پهله بودند ، از اين جهت در نسبت به آن سرزمين ايشان را پهلوى نيز مىتوان خواند . ايالت پارتيا از مغرب به دامغان و سواحل جنوب شرقى درياى خزر و از شمال به تركستان و از مشرق به رود تجن و از جنوب به كوير نمك و سيستان محدود مىشد . قبايل پارتى در آنجا با قوم داهه كه در مشرق درياى خزر مىزيستند در يك جا سكونت داشتند و سپس از آنها جدا شده در ناحيهء خراسان مسكن گزيدند . بر اثر انحطاط و ضعفى كه در دولت مركزى اشكانى پديد آمده بود اردشير يكى از اميران دست‌نشاندهء پارس كه قدرتى به هم رسانيده ، بر اردوان سر به شورش برداشت . اردشير پس از تسخير كرمان و اصفهان ، اردوان را در دشت هرمزگان كه ميان بهبهان و شوشتر در كنار رود جراحى قرار داشت شكست سختى داد و او را در آن جنگ به قتل رسانيد .