أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
64
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
انفتاح « 1 » ابواب اكرام و اعزاز به دست لطف سببساز بىانباز بر چهرهء كواكب آسمان خشوع و نياز يعنى خلاص شدن شاه سرافراز با برادران از قلعهء اصطخر شيراز لشكرگشاى معركهء سخن وصفآراى ميدان حكايت نو و كهن ، كميت صحرانورد قلم را بدين نوع به خوشرفتارى علم ساخته و به احراز قصاب السبق اين روايت چنين پرداخته است كه ، چون رستم بيك كه از نسبت اولادى حسن بيك حضرت شاه بىهمال و از ابناى خال بر تخت تبريز [ 79 ] مستقيم شد و بايسنغر پناه به شيرانشاه برد و روز و شب را در انديشه گرفتن تخت موروث گذرانيده خيال غير اين معنى را از صفحهء انديشه مىسترد . شيرانشاه خاطر بر امداد داماد آورده اسباب ملكگيرى او را تهيّه مىنمود تا آنكه خاطر او از سرانجام مهام بايسنغر ميرزا فارغ شد ، او را با لشكر گران متوجّه تبريز ساخت . قبل ازين نكتهء سنجيده و تدبير پسنديده به خاطر رستم بيك رسيد كه كواكب برج حيدرى كه در قلعهء اصطخر محبوسند طلب داشته پايهء اقبال سلطان على پادشاه را در خدمت خود به اوج ماه رساند و حليمه بيگى آغا را كه خالهء اوست نيز از انديشهء حبس و گرفتارى اولاد امجاد باز رهاند . مطمح نظر آنكه [ چون ] « 2 » هنوز ملك از تفرقهء خلاف پاك و صاف نشده است ، اگر از طرفى واقعهاى حادث شود ، سلطان على ميرزا به دفع آن اشتغال نمايد و باىّ حال خواه غالب و خواه مغلوب در دفع و هم باب الخلاف عروس فتح « 3 » چهره گشايد و به ظاهر عرق خويشى را سبب ساخته كس فرستاده شاهزادگان را به تبريز آوردند « 4 » . و در آن اوان خبر توجّه بايسنغر از شيروان به عرض پادشاه رستمنشان رسيد ، آيبه سلطان را كه از امراى معتمد و به وفور جلادت آن لشكر
--> ( 1 ) . و : گشودن . ( 2 ) . م : ندارد . ( 3 ) . و : مراد . ( 4 ) . تاريخ ايلچى نظامشاه ، ص 4 : « در شهور سنهء ثمان و تسعين ثمانمائه ( 898 ) به طرف گيلان رفته به والى آنجا كاركيا ميرزا على متوسّل شدند » . و نيز ر ك : جهانآرا ، ص 263 .