أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
58
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
و قد قيل فى ترجمة نظمه البديع و بيان معنى مقالة الرفيع . الرباعيّه از شست قضا اگر رسد تير قدر * دفعش نه زره كند نه جوشن نه سپر بزمى كه به صورت ثريا ديدم * آخر چو بنات نعش شد زير و زبر مخفى نماند كه ، حقيقت اين اخبار را به موجب فرمودهء نوّاب كامكار از بعضى غازيان مثل حسين بيك لله « 1 » و فرخ آقا و بعضى ديگر كه در آن جنگگاه حاضر بودند استماع نمودند . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 2 » . دريغا كه اين چرخ مردمرباى * غمافزاست پيوسته نى غمزداى نشد هيچ گه بادى شاديى * كه از غم نه انگيخت بيداديى كرا تاج اقبال بر سر نهاد * كه از خاك ادبارش افسر نداد كرا داد نقد ممالك به دست * كه ناورد بر ملك و مالش شكست كسى را سر تخت مأوا نساخت * كه از تخت بر تختهاش جا نساخت تنى را به اقبال همره نكرد * كه بر وى اجل راه كوته نكرد منه دل برين كهنه دير دنى * كه از وى بود نيك و بد رفتنى قباى بقا بىكموكاست نيست * دريغا كه بر قد كس راست نيست [ 73 ] ولى نام نيكو دهد زندگى * در آفاق اوصاف پايندگى پس آن به كه آنسان زيد نكتهدان * كه در خير نامش بود جاودان و چون گردش گردون دوّار و سير فلك كجرفتار ديگر بار نسبت به خاندان حيدر كرّار اين نوع كارزار از پردهء خفا اظهار كرد و فرقهء غزاآيين كه چون عقد پروين در رشته ارادت با يكديگر همنشين بودند از هم فرو ريختند و بقيّة السيف آن لشكر بىحيف به دست عزيمت در دامن هزيمت آويختند ، مخالفان غنايمى كه از هرگونه گرفته بودند قسمت نمودند . شيرانشاه و اتباع ، سر قدر و ارتفاع به صوب شيروان افراشتند و لشكر
--> ( 1 ) . نسخه : بوبك لله . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 156 . « ما از آن خدا هستيم و به او باز مىگرديم » . و : آيه را ندارد .