أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
53
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
به نوك ميتن « 1 » و تيشهء خاره شكاف به تنقيح مسامات آن قلعه پرداختند و به اندك فرصتى بنيان يك برجش را كه ساكنان آن سر رفعت بر ذروهء سپهر مىافراختند از پاى درانداختند و زبان كنگرهء [ 66 ] اوجش را كه به سربلندى و خودستايى متكلّم بود با بىزبانان قعر خاك همسان ساختند . در اين اثناء ، قرا پيرى قجار از عقب لشكر قيامت آثار رسيده عرضه داشت كه لشكرى عظيم از آب گذشته به امداد شيرانشاه متوجّه اين حدودند . سلطان دينپناه دست از محاربه و محاصرهء قلعه بازداشت به جانب آن گروه معاودت كرده و چون خبر توجّه سليمان بيك به شيرانشاه رسيد ، از شماخى « 2 » عزيمت استقبال نموده قبل از آنكه پرتو اين خبر بر پيشگاه خاطر فيضپرور سلطان حيدر تابد از بيم آنكه دستبرد لشكر سلطان صفدر به تنهايى امداد لشكر سليمان بيك او را دريابد به لشكر مذكور پيوسته است . در اين اثناء خبر توجّه رسيدن لشكر سلطان حيدر به شيروانشاه و سليمان دور از قاعدهء اسلام و ايمان رسيد ، جام غوايت از ساغر ضلالت نوشيده چشم از مضمون كريمهء « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » « 3 » پوشيده عنان مراكب خسارت به دست جسارت سپرده ، روى قتال به جانب آن شاه ستوده خصال نهادند و در نواحى موضع تبرسران « 4 » سپاه اصحاب غزا و لشكر آن فرقه بدسزا به يكديگر رسيدند . المثنويه « 5 » دو لشكر نگويم دو درياى كين * نموده به كين يك دگر را كمين همه نيزهگير و همه تيغ بند * همه در كمين با كمان و كمند [ 67 ] به هر خنگ افكنده از بهر جنگ * شب و روز برگستوان پلنگ به هرجانب از تيغ لب تشنهاى * زبان رانده هر سو به خون دشنهاى
--> ( 1 ) . و : متين . ( 2 ) . شماخى - شماخيه - شماخا : سابقا كرسىنشين ايالت شيروان در قفقاز و مقرّ شيروان شاهان بود . ( 3 ) . شورى ( 42 ) آيهء 23 . « بگو : بر اين رسالت مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمىخواهم » . ( 4 ) . تبرسران : محلى است در نزديكى دربند . مرآت البلدان ، ج 4 ، ص 2243 . ( 5 ) . و : « المثنويه » ندارد .