أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
48
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
دودمان حيدرى گشاده و چون ظهور اين مقدّمات بر خاطر انور سلطان حيدر از آفتاب انور بود و پيوسته لب فرزند طلب به دعاى « فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا » « 1 » مىگشود تا از عالم غيب نشان « إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ » « 2 » به عنوان « وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا » « 3 » مژده بر مژدهاش افزود به طالع همايون و بخت روزافزون روز سهشنبه بيست و پنجم رجب سنهء اثنى و تسعين و ثمانمائه ( 892 ) وقتى كه آفتاب به قدر نيم نيزه طلوع كرده بود نيّر اكرم و خورشيد اعظم جمال شاهى از اوج عاطفت و مكرمت الهى به موضع اردبيل طالع گرديد و پلاس غم و لباس اندوه و الم را از آن خطّهء بىعديل درنورديد . و چون ظهور آن نور عالىسرور نزديك به آن شد كه پرتو شادى بر مفارق نزديك و دور اندازد ، نوّاب عتبهء حيدريّه به احضار دقيقه شناسان فنون تنجيم و تقويم امر كردند و ايشان را با تقويم و اسطرلاب جهت ارتفاع گرفتن در آن فتح الباب به آن آستانه آوردند . بعد از زمانى كه اسطرلاب آفتاب شعاع به دست داشتند و همّت بر چگونگى طالع وقت و احوال كواكب گماشتند ، مولودى مسعود متولّد گشت كه ناصبان اعلام حكومت نامتناهى بر مقتضاى احكام الهى الويه جهانبانيش را [ 60 ] به اوج سپهر فلك افراشتند . المثنويه « 4 » به عزّ سرمد و اقبال جاويد * جهانافروز ماهى رشك خورشيد به ظاهر صورتش از جنس آدم * به معنى خلقتش از روح اعظم چو آن مولود را ديدند قابل * مه و خورشيد گشتندش قوابل قماطش پردههاى ديده كردند * نگاه از هيبتش دزديده كردند يعنى سپهرى در صورت مهرى بر فلك وجود طلوع نمود ، مهر و سپهر ذرّهسان در پرتو انوارش سرگردان شدند و آسمانى در كسوت انسانى به زمين آمد ، زمين تا آسمان از يمن قدومش خرّم و شادمان گشتند . ماه جمالش از ماهچهء علم كشورگشايى خبر مىداد
--> ( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 5 . « مرا از جانب خود فرزندى عطا كن » . ( 2 ) . حجر ( 15 ) آيهء 53 . « ما تو را به پسرى دانا بشارت مىدهيم » . ( 3 ) . مريم ( 19 ) آيهء 12 . « و در كودكى به او دانايى عطا كرديم » . ( 4 ) . و : « المثنويه » ندارد