أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
41
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
طبعشان جنگجوى و حربطلب * جنگشان كار روز و فكرت شب چون از توجّه لشكر حضرت سلطان جنيد واقف گشتند ، قشونقشون و فوجفوج از آن فرقه درياموج جبّه و جوشن را لباس تن ساخته و از ميل خود سر جنگجويى برافراخته آشيان همايانتير « 1 » را بر بالاى كمر نمايان كرده و طاووس مهر را از بيم هريك از آن همايان به پايان آورده ، زاغ كمانشان چشم كين به قصد آن خلاصهء خاندان ديدهور « ما زاغَ الْبَصَرُ » « 2 » گشاده و عقاب طبع بىاحيانشان « 3 » پنجهء قصد گشوده رو به كين آن نقاوهء دودمان حيدر نهاده مار دو سر [ 51 ] ديوار مكر را از زبان خنجر نشتر ساخته و نهنگ شمشير را از سرزنش متابعان آل پيغمبر در معرض خوف و خطر انداخته عازم محاربهء سلطان جنيد شدند . لشكريان آن سلطان گردون توان نيز در تهيهء راه اسباب حرب داد تميز داده و به اقدام اهتمام ، سرانجام ادوات و آلات انتقام را در پى افتاده بودند ، به آن جهت سر غزا افسر را به تاج بارواج جهاد سرافراز كرده و حبّ علىّ جنّة « 4 » را جهت حفظ تن در برآورده ، تركش را نشيمن عقابان سركش نموده و كمان را به دلدارى و نويد اجر غزو ، قوت باطن فزوده عكس تيغ را چون شعلهء آفتاب در ميغ پنهان ساخته و پرتو سنان را چون شعشعهء مشترى به اوج فلك گردنكشى و سرورى افراخته ، توسن فلك اسب غزاكيشان را برقى در پردهء ابر ديده و از خجلت تيزى رفتارشان عنان به وادى صبر كشيد . به اين طريقه آن دو لشكر آراسته به كين و كمين يكديگر برخاسته متوجّه ميدان شدند . و چون تسويهء صفوف اين دو لشكر با آلاف و الوف دست داد ، گويا ميرشكار قضا و قدر بند از پاى مرغ تيزپر تير هر دو لشكر برگشود « 5 » از آن جانب مرغان بدانديش جفاكيش در هواى ضلال بال در بال پيوستند و از اينجانب طايران آسمان غزا
--> ( 1 ) . مراد از « آشيان همايانتير » تركش است . ( 2 ) . نجم ( 53 ) آيهء 17 : « چشم خطا نكرد » . ( 3 ) . م : احشاشان ( 4 ) . ترجمه : يعنى دوستى على سپر است . اين عبارت يك مصرع از شعر : علّى حبّه جنّة قسيم النّار و الجنة است . ظاهرا اشاره به حديثى است كه محمد بن طلحه شافى در مطالب السؤل آورده است به نقل از رسول اكرم كه فرمود : حب علىّ حسنة لا تضرّ معه سيئة : دوستى على حسنهاى است كه با وجود آن گناه ضررى نمىرساند . ( 5 ) . و : برگشاد