أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

35

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

توجّه به جانب وطن آباء كرام افراخت شيخ ابراهيم كه به زبان انتباه در ميان اجداد شاه دين‌پناه اشتهار به شيخ شاه دارد بر مسند طريقت نشسته اصحاب خانقاه را مرشد راه گشته حسب الامكان فواضل اكرام و احسان بر آباء عالىمكان مىافزود و به حسن اخلاق و طيب اعراق در ممالك آذربايجان و عراق مذكور و مشهور بود « 1 » . مسند ارشادش از غايت رفعت با گرد بالش فلك برابرى مىكرد و خدّام حريم خلوت‌آبادش با ساكنان زواياى ملك همسرى مىنمودند . احسان بىامتنان گران‌مايه‌اش پيرايهء جود « 2 » و خير و خوان آسمان‌نشان بلندپايه‌اش مورد اطعام وحش و طيّر ، فيض اكرامش پادشاهانه و تخم انعامش شاهى و حاضران سفرهء عامّش از مرغ تا به ماهى . خوان خليل از زينت نقره‌آلات مطبخ بىعديلش رتبت گرفتى و بهشت لازم التعديل از عكس اوانى آفتاب تمثيلش زيب پذيرفتى . نقش نگين هدايتش « وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ » « 3 » و طغراى منشور ولايتش الكريم بن الكريم بن الكريم . [ 44 ] و چون حضرت شيخ ابراهيم مدّتى بر مساند تعظيم و تكريم ساكن و مقيم بود از آنجا كه شيوهء كژروگردون دون است ذات همايونش را به مرض كلّى رهنمون شد و ديدهء نظارگيان ماه تمامش را چون دلهاى مجروح اصحاب امراض و اسقام پرخون كرد . مهر منيرش از اوج به حضيض آمد و بدر خورشيد تنويرش بىسبب مريض شد چند روزى كه آلام مرض و ايّام عرض متمادى گرديد ، دست فلك بر شكست از حريم خانقاه بساط شادى درنورديد ، مرآت آفتاب صفات خاطر مبارك شيخ ازين معنى عكس‌پذير گشت كه مسبّبات مرضش از مقولهء « اذا اراد اللّه شيئا هيّأ اسبابه » « 4 » سفر ضروريش را بهانه‌اى است . و نداى بىدراى « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » « 5 » هجران دستوريش را نشانه . بنابران اصحاب ارادت و اخلاص را به لطف خاصّ اختصاص داده به مجلس عالى خواند و با ايشان از واقعهء ناگريز كه گريبان‌گير برنا و پير است و پادشاه و فقير در علاج آن بىتدبير

--> ( 1 ) . و : « بود » ندارد . ( 2 ) . و : هر جود ( 3 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 38 . « من پيرو كيش پدرانم ابراهيم هستم » . ( 4 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 . چون خداى انجام كارى خواهد افراز كار آن فراهم سازد . ( 5 ) . فجر ( 89 ) آيات 27 و 28 . « اى روح آرامش‌يافته خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت بازگرد » .