أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
567
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
غالب شده از ماست پيمبر به كلام * ما راست ز عون حق بهر جنگ اقدام 100 غبارى بدانگونه انگيختند * كه خود خاك بر فرق خود بيختند 389 غربت طلب ار طالب جاهى و جلال * چون نفع سفر پنج بود در همه حال 34 غضب را به دل چون پيمبر كظيم * به جان مظهر سِرّ خُلق عظيم 75 غلامانش ز روى عزّ و تمكين * يكى گفتى دعا و ديگر آمين 96 غنچه از شرم روى شاهد غيب * دل پرخون كشيده سر در جيب 394 فرازش اگر مرغ مأوا كند * پى دانه رو در ثريا كند 147 فراز فلك رايت افراختى * به فرق جهان سايه انداختى 230 فراز كنگرهاش طايرى كه سازد جاى * هزار مرحله ز اوج سماك دور بود 227 فراز و شيب ره از رهروان گرم مپرس * كه پيش مرغ هوا كوه و دشت يكسانست 268 فرس ابر بود و شهنشه ملك * زمين از قدومش قرين با فلك 179 فرش دكان نموده سنگ رخام * سقفش از شيشه چرخ مينافام 354 فرمانفرماى حكم شاهى * برطبق ارادهء الهى 137 فرود آمد از عون پروردگار * سپهدار پيرامن آن حصار 219 فرورفت خون عدو تا به آب * زمين رفت و شد پردهء آفتاب 137 فرورفت سيلاب خون تا به آب * خور از خاك افكند بر رخ نقاب 169 فروريخت آن سدّ گردون نما * مگر شد عيان يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ 280 فروريخت از نخل تن باد مرگ * سر و دست چون ميوه و شاخ و برگ 341 فروريخت لشكر ز بالا به شيب * چو باران كه ريزد برون از حسيب 226 فرو ريز يك جرعه از كلّ مرا * كه از كلّ دهد غنچهء دل مرا 72 فزونست كار تو از شك و ريب * كجا عقل مردم كجا علم غيب 123 فضايى چو فردوس با زيب و فر * ز هرگونه دعوت در آن ما حضر 213 فضايى دور تر ز انديشه مدّش * برون ز ارباع گيتى چارحدّش 211 فضايى همچو فردوس برين پاك * بهشتى ليك در معمورهء خاك 26 ، 144