أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

549

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

درين پرده ادراك را راه نيست * كس از راز اين پرده آگاه نيست 74 درين سفره‌خوانى كشم بر ملا * كه باشد به معنى جهان را صلا 78 درين ظرف شَكرفشانى كنم * وزين حرف شيرين‌زبانى كنم 78 درين موج‌زن بحر سيمابه‌كون * خرد شد به غوص سخن رهنمون 70 درين موطن اگر شاهى اگر مير * كه آخر حكم ايزد گويدت مير 316 درين نامه چون كلك معنىطراز * دهن از براى سخن كرد باز 71 درين وحشت‌سراى وحشىآرام * چنين صيدى نشد بهرام را رام 395 درين وقت لاف كمال از كجا * تمناى هر قيل و قال از كجا 72 دست از جنگ و حرب افشاندند * جنگ‌جويى به يك طرف ماندند 143 دعاهاى فتحش نكردند رد * ز نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ رسيدش مدد 140 دعايى در صداقت صبح ثانى * ثنايى در وفا صادق‌مبانى 90 دگر آن امام محمّد علم * كه وصفش نيايد ز حَد قلم 76 دگر آن به علم لدن اوستاد * كه دين را به دانش اساسى نهاد 75 دگر آن حسينى امام زمن * كه بودى در اتمام خلق حسَن 75 دگر آن‌كه ارثش بود صفدرى * سپهدار لشكر شه عسكرى 76 دگر آن‌كه دين را توقر ازوست * علوم يقين را تبقّر ازوست 75 دگر آن مه آسمان قبول * كه امّ الائمّه است و بنت الرسول 75 دگر باره داد از خدا آگهى * نداى علىّ ولىّ اللهى 175 دگر باره شاهنشه ارجمند * در آن خطه رحل اقامت فكند 183 دگر چشم رحمت برو باز كرد * كه در پاى شاهش سرافراز كرد 136 دگر روى برتابد از حكم شاه * به جهل و ضلالت شود رو به راه 270 دگر شاه لشكر گه پردلى * علىِ حسينِ علىِّ ولى 75 دگر شاه مسند گه ارتضا * علىّ رضا نخبهء مرتضى 76 دگر گويى خطا اصلا خطا نيست * كز آن‌سان نقش و صورت هيچ‌جا نيست 208 دگر مهبط نور علم خداى * علىّ نقى شاه پاكيزه‌راى 76