أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
28
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
الْأَبْصارُ » « 1 » سؤال كردند كه جمعى دعوى ديدار و مشاهدهء حقّ كردهاند و چون ايشان اهل حق باشند قول ايشان با كلام الهى چگونه موافق آيد ؟ شيخ فرمود كه ما را بصرى هست و بصيرتى هست به پاىمردى بصر بر وادى مشاهده گذر نتوان كرد ، امّا به دستيارى بصيرت كه بر مقتضاى عنايت « فاذا أجبته كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به » « 2 » حاصل مىگردد دولت مشاهده ممكن است كه هم به ديدهء بصيرتى كه خود ارزانى داشته از انوار جمال ممتع و بهرهور سازد . و هم از شيخ صدر الدّين منقول است [ 35 ] كه از شيخ استفسار كردند كه بعد از آنكه قرآن به صفت « لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » « 3 » مشحون است و علم كامل نبوى بهتر از جميع انبياء به حقيقت آن راهنمون پس سؤال « رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » « 4 » چگونه است ؟ حضرت شيخ فرمود كه علم رطب و يابس كه در قرآن است علم مكونات است يا بر طريق تفصيل يا اجمال و هرچه از ازل تا ابد است ، اين است كه در قرآن است . امّا مراد از علم كه در « رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » است علم « 5 » به ذات و صفات الهى است كه آن نامحصور و غير متناهى است و آن علم در جنب اين علم قطرهاى است در جنب بحر محيط . و نيز به شيخ صدر الدّين منسوب است آنكه ، فرمود كه از شيخ پرسيدند كه آيت « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ » « 6 » كه در قرآن وارد است از گريختن مردم از برادر و مادر و پدر در حشر است اين معنى چگونه تواند بود ؟ فرمود كه حشر هركس بر صفت غالب بر طبيعت او خواهد بود بعضى را كه ظالم و موذى بوده باشند بر صورت سگ حشر كنند و مكر و حيلهكننده را بر صورت بوزينه و روباه ، على هذا القياس و چون اين طايفه به اين صورت محشور به جانب برادر و فرزند روند ايشان چون سباع و بهائم بينند كه متوجّه ايشان شدهاند از ايشان بگريزند .
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 103 . « چشمها او را نمىبينند » . ( 2 ) . ترجمه : آنگاه كه او را پاسخگويى خود نيز به آنچه او مىشنود مىشنوى و آنچه او مىبيند مىبينى . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 59 . هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين آمده است » . ( 4 ) . طه ( 20 ) آيهء 114 . « اى پروردگار من ، به علم من بيفزاى » . ( 5 ) . و : علم ندارد . ( 6 ) . عبس ( 80 ) آيات 34 و 35 . « روزى كه آدمى از برادرش و از مادرش و پدرش مىگريزد » .