أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
528
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
به اقبال طالع ز به دو ظهور * جهان كرد روشن به اشراق نور 77 به اقليم شرقى نگسترده بال * ز غربى رسد طالعش را زوال 77 به اندك زمانى ز بويش به باغ * جهان را كند عطرپرور دماغ 79 به او هادى فتح همراه باد * دليلش ز نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ به ياد 279 به بزم شاه خوبان دلافروز * بسان مهر بزمآراى هر روز 217 به بزمى رهنمون گشتى ز اقبال * كه بينى روز و شب زان طوى تمثال 216 به بستان عندليب از خوشنوايى * به روى گُل كند الحانسرايى 107 به بوستان جهان طرفه باغبانانند * كه هر نهال نشاندند باز بركندند 333 به تاييد دولت شه دينپناه * روان گشت چون ماه انجمسپاه 203 بهتر ز عبادتى كه در وى نفسى * با خودبينى و فكر هستى گذرد 251 به تزيين هر مسجدى جِد كند * ز تيغ دو سر شمع مسجد كند 76 به تعظيم پيكان كمان خم شده * به هر چلّه سوفار همدم شده 54 به تقدير تدبير چون شد يكى * سرانجام خير است از آن بىشكى 157 به تندى چو در عرصهء روزگار * به يكسان كند باد صرصرگذار 120 به تندى زدى تيغ آهنشكاف * شكافى ز فرق عدو تا به ناف 169 به تيغ از صفحهء دين برتراشد * مقال ظلم را بىقال و بىقيل 49 به تيغ جور خيل اوزبكيّه * شهادت دورافكندش ز احيا 387 به تيغ جهد شاه مهرسايه * رساند شرع را تا عرش پايه 112 به تيغى كه از كين شود آخته * ز يك تن شود مدّعا ساخته 335 به جان شيرنيش پيوند كرده * خرد را چون مگس پاىبند كرده 208 به جز ذات واجب ندارد مدار * چه امكان كه ممكن بود پايدار 66 به جنبش درآمد سپاه گران * بجنبيد عالم كران تا كران 397 به چشم اهل بينش بودى از دور * بياض صبح اوّل شمع كافور 177 به حفظ بدن جبّه مايل نشد * سپر پيش شمشير حايل نشد 169 به حق نبى شاه گردونخرام * عليه الصلاة و عليه السلام 396