أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

523

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ببين گر ترا عقل و دين رهبرست * جمالى كه آن نور را مظهرست 76 بتابد در آفاق آن تاب نور * بر افاقيان تا به روز نشور 234 بتان سيم‌ساق ساده‌غبغب * چو مه طالع ز برج حسن هر شب 217 به حمد اللّه اى چرخ عالىنهاد * كه ديدم ز لطفت ظفر بر مراد 201 به حمد اللّه اى چرخ مردم‌شناس * كه بر دين نهادى دگر بار اساس 175 به حمد اللّه اى دل كه آمد ز ايزد * به اهل جهان مژدهء كارسازى 346 به حمد اللّه اى كلك فرخنده‌فر * كه حكم تو شد نقش‌بند صور 45 به حمد اللّه اى كلك مشكين‌رقم * كه بُردى به گردون دگر ره علم 230 به حمد اللّه كه از نيروى اقبال * دگر اسلام را فرخنده شد فال 112 بخارى را ز افشان شراره * فلك ديدى سپهرى پرستاره 177 بدار از كمين حوادث نگاه * بسى سال در ظل اقبال شاه 129 بدان‌سان دهد زيب هر داستان * كز انصاف بينند اگر راستان 71 بدانسان كز آنها يكى از هزار * نگنجد در اوراق ليل و نهار 230 بدانسان گشت مى را تيز بازار * كه صوفى را گرو شد كفش و دستار 208 بدانست لايق كه دور سپهر * دهد آبش از چشمهء ماه و مهر 145 بدان‌گونه شد آن بنا سربلند * كه سرسايه بر هفت كشور فكند 139 بدل چون ملك باد عالم درخش * به تن چون فلك خرّم و ميوه‌بخش 259 بدل شد در آن ابر ظلمت‌درخش * ز باران و قوس قزح تير و تخش 389 بده بهره از عمر و اقبال چندان * كه قاصر بود عقل [ ها ] از حسابش 246 بده روز او را پى شرع و دين * قرار شهور و مدار سنين 140 بدين‌سان رام شير شرزه با گور * ز گرگ تلخ آهو بره بىشور 253 بدين‌گونه فصل شتا شد تمام * ز اقبال شاهنشه نيكنام 271 بر آتش دل گر نزدى چشمم آب * گشتى جسمم ز آتش جانسوز كباب 248 برآراسته چهرهء آش ترش * ربوده ز صفراييان عقل و هُش 213 برآراسته لطف پروردگار * ز اقبال و دولت يمين و يسار 396